دائره المعارف طهور: ادب و اخلاق صفحه 1901

صفحه 1901

فرزندان ابوذر در سن کودکی وفات می کردند به او می گفتند فرزندانت باقی نمی مانند ابوذر می گفت: «الحمد لله الذی یأخذهم من دار الفناء و یدخرهم فی دار البقاء؛ خدای را سپاس که فرزندانم را از دار فانی می برد و در دار باقی آنها را ذخیره می نماید». مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه روایت می کند که وقتی ذر پسر ابوذر وفات کرد ابوذر (ره) سر قبر او ایستاد و دستش را بر خاک قبر مالید و گفت: «رحمک الله یا ذر؛ خدا رحمت کند تو را ای ذر!» به خدا قسم تو برای من فرزند خوبی بودی، حال تو از من جدا شدی من از تو خشنودم، به خدا قسم که من از رفتن تو ناراحت نیستم و نقصانی به من نرسید و به غیر از حق تعالی به احدی نیاز ندارم و اگر هول مطلع (یعنی جاهای هولناک عالم پس از مرگ نمی بود) خیلی خوشحال بودم که من به جای تو رفته باشم (ولی می خواهم چند روزی تلافی گذشته را بنمایم و تهیه آن عالم را ببینم). به تحقیق که اندوه از برای تو مرا مشغول ساخته است از اندوه بر تو (یعنی همیشه در غم آنم که عبادات و طاعاتی که برای تو نافع است انجام دهم و این معنی مرا بازداشته است که غم مردن و جدایی تو را بخورم). و الله برای مردن و جداشدنت گریه نکرده ام بلکه گریه ام بر حالت تو که چه بر تو خواهد گذشت بوده است. ای کاش می دانستم که چه گفتی و به تو چه گفتند. خداوندا حقوقی را که من بر او داشتم و تو بر او واجب نمودی من همه را به او بخشیدم پس تو هم حقوق خود را به او ببخش! زیرا تو به جود و کرم از من سزاوارتری.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه