دائره المعارف طهور: ادب و اخلاق صفحه 2128

صفحه 2128

حضرت سجاد (ع) سوگند نخورد: در کافی روایت می کند که حضرت سجاد(ع) از قبیله بنی حنیفه زنی داشتند، یکی از دوستانشان به آن حضرت خبر داد که این زن دشمن جدت حضرت امیرالمومنین (ع) است، حضرت او را طلاق داد. آن زن با اینکه مهریه اش را دریافت کرده بود از روی دروغ ادعای مهریه کرد و به حاکم مدینه شکایت نمود و مطالبه چهارصد دینار مهریه اش را از حضرت سجاد (ع) کرد، حاکم مدینه به آن حضرت عرض کرد یا سوگند بخورید که این مبلغ را به او داده اید یا حقش را بپردازید. حضرت سوگند نخورد و به فرزندش حضرت باقر(ع) فرمود چهارصد دینار به آن زن بپردازد. حضرت باقر(ع) عرض کرد فدایت شوم مگر حق با شما نیست؟ فرمود چرا لیکن خدای را بزرگتر از این می دانم که به نام مبارکش در مقام دعوی مال دنیا سوگند بخورم.

تأکید مطالب حق: و نیز جایز بلکه مستحب است سوگند خوردن برای اثبات و تأکید مطلب حق و مهمی یا برای بیان تعظیم و بزرگی آن مانند فرمایش پیغمبر اکرم(ص) «به خدا سوگند که تا شما از توبه دست برنداشته اید خداوند هم مغفرت خود را از شما دریغ نمی فرماید.» یا مانند فرمایش امیرالمومنین (ع) «به خدا سوگند اگر آنچه را که من می دانم شما می دانستید هر آئینه کم می خندیدید و زیاد گریه می کردید.» و سوگندهائی که در قرآن مجید و کلمات ائمه (ع) دیده می شود راجع به همین قسم است. شخصی به حضرت باقر (ع) نامه ای نوشت و از مطلبی که به آن حضرت نسبت داده شده بود پرسید. حضرت در پاسخ نوشتند به خدا سوگند که مطلب این طور نبوده است و جز این نیست که من دوست ندارم در هیچ حالی به خدا سوگند بخورم و اینجا که قسم خوردم چون چیزی که نبود گفته شده، مرا دلتنگ ساخت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه