دائره المعارف طهور: ادب و اخلاق صفحه 2248

صفحه 2248

اما دیدن خدا، دیدار او به چشم سر نیست؛ بلکه با چشم باطن است. لقای او با دل و وجدان و ضمیر است. با عمل به قرآن کریم و دستور پیامبر، رفته رفته زنگ کدورت از دل زدوده می شود و به مقصد انسانیت رهسپار می شوید، ملکات رذیله از بین می رود و جای خود را به ملکات حسنه، که از ایمان و مجاهده و عبودیت پیدا می شود خواهد داد. لقای خدا بر ایمان به خدا و تبعیت از پیغمبر مترتب است چون در این صورت دل پاک شده و قابلیت انعطاف انوار عالم مجرده ملکوتیه را پیدا کرده و ممکن است ملائکه را هم ببینید، اما بعد از ایمان و عمل صالح نه قبل از آن، والا لازم می آید ترتب علت بر معلول و این محال است. عقل شما حکم می کند، فطرت شما نیز حکم می کند بر اینکه در این امر باید به پیغمبر مراجعه کنید و تسلیم اوامر او باشید؛ رجوع جاهل به عالم از احکام فطریه و عقلیه است. اما مستکبران از روی اوهام باطل چنین تصور می کنند که در عالم ملکوت وارد شده اند می گویند: «ما ایمان نمی آوریم مگر آنکه خدا را ببینیم یا فرشتگان بر ما فرود آیند». عینا مانند سخن یکی از جراحان متخصص که می گفت: «من خدا را قبول ندارم چون در زیر چاقوی جراحی خود نیافته ام». بسیاری از انتظارات مردم ناشی از استکبار است «لقد استکبروا فی أنفسهم».

گفتار آنان بر اساس منطق درست و سخن گویا و اصیل نیست بلکه ناشی از استکبار است یعنی بلند منشی. این افراد نمی خواهند تسلیم منطق صحیح و فرمان حق بشوند لذا بدین عذرها خود را معذور و مأجور می دانند، ولیکن در حقیقت علت عدم پذیرش آنان استکبار است؛ یعنی خود را منزه تر و مقدس تر و عالی رتبه تر از آن می پندارند که در تحت اوامر شخصی مانند خود، که به نام رسول و پیامبر از طرف خدا آنان را دعوت می کند در آیند. شاهد بر این مدعا گفتار خود آنانست که می گویند: چگونه خدا وحی را بر مردی از جنس بشر می فرستد و ما را به پیروی از او می خواند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه