6- زیبایی
مکتب افلاطون اخلاق را بر اساس زیبایی توصیف کرده است. می گوید آن چیزی انسانی است که زیبا باشد. مثلا عدالت را همه مکتبها می پسندند، یک مکتب، عدالت را از روی محبت می پسندد، دیگری عدالت را از روی میزان اخلاقی آن می پسندد. یکی هم چون بین عدالت و آزادی خویشاوندی قائل است آن را می پسندد، دیگری ممکن است عدالت را با میزان مسئولیت بسنجد.
افلاطون عدالت را با عینک زیبایی می بیند. می گوید عدالت که خوبست، چه عدالت اخلاقی در فرد و چه عدالت اجتماعی در جامعه، به این دلیل خوبست که منشأ توازن می شود و ایجاد زیبایی می کند. جامعه ای که در آن عدالت باشد، زیباست. و همان حس زیبایی جویی بشر است که او را عدالتخواه کرده است. انسان اگر بخواهد انسان باشد و به خصلتهای انسانی برسد، باید احساس زیبایی را در خود تقویت کند، ریشه اش زیبایی است. البته او توجه دارد که زیبایهای انسانی آن زیبائیهای معنوی است.
من_اب_ع
مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 237-244
کلی__د واژه ه__ا
انسانیت نظریه انسان اخلاق فلسفه مکاتب اسلام
تسلط بر نفس و اراده درونی امام علی (ع)
ما امام علی (ع) را شیر خدا میدانیم، مرد خدا می دانیم، چون در دو جبهه از همه مردتر بود. یکی جبهه بیرونی، اجتماعی میدانهای مبارزه، که هر پهلوانی را به خاک می افکند و از آن مهمتر، جبهه درون خودش، که بر خودش مسلط بود. اراده اش بر هر میلی، بر هر شهوتی، بر هر اندیشه ای حاکم بود. این داستان که مولوی آن را در مثنوی آورده، چقدر از نظر مردی و قوت اراده، فوق العاده است.