دائره المعارف طهور: ادب و اخلاق صفحه 783

صفحه 783

حضرت این پیشنهاد را قبول کردند، بعد آمدند در همان مسیری که منتهی به کربلا شد. مزرعه های کوچکی نزدیک یکدیگر بوده، یکی اسمش غازریه بوده، یکی اسمش نینوا بوده، یکی اسمش کربلا بوده و ... شاید اصلا آبادی هم نبوده، مزرعه بوده، چنین جایی. و به یک نقطه که رسیدند –که همین نقطه بالفعل است– کسی یا کسانی آنجا بودند. فرمود: اسم اینجا چیست؟ گفتند: اسم اینجا نینواست. فرمود: اسم دیگر ندارد؟ گفتند: چرا اینجا را غازریه هم می گویند. اسم دیگر ندارد؟ یک یا دو اسم دیگر را که بردند گفتند: اسم دیگرش کربلاست. تا این جمله را گفت اشکش جاری شد، عرض کرد: «اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء؛ پروردگارا از سختی و بلا به تو پناه می برم»، بعد فرمود: همین جا پیاده شوید، منزلگاه ما همین جاست، از اینجا ما به جای دیگر نمی رویم.

روز دوم محرم بود که این جریان پیش آمد. بارها را به زمین گذاشتند، خیمه ها را زدند. حر هم در یک طرف دیگر پایین آمد، او هم باز دستور داد چادرهایش را زدند. ضمنا به عبیدالله زیاد نامه می نوشت و گزارش می داد و او را در جریان می گذاشت. در واقع مصائب اهل بیت پیغمبر بیشتر از روز دوم محرم شروع می شود. در اینجا بزرگها یک حساب دارند، کودکها و زنها، بالخصوص بعضی از زنها، حساب دیگری دارند. همه زنها که زینب کبری نیستند، همه زنها که ام کلثوم نیستند. قهرا به حسب طبع این جور است، آنها هم انتظار داشتند که اعوانی و انصاری برای آنها بیاید ولی از همان روز اول شاهد بودند و می دیدند که جعیتی از دور پیدا شد، صد نفر، دویست نفر، پانصد نفر، هزار نفر، دو هزار نفر، سه هزار نفر، و گاهی پنج هزار نفر، ولی وقتی که می آیند هیچ کدام به طرف جمع کوچک اینها نمی آید، همه می روند در جمع آن هزار نفر، تا آنجا که روز ششم محرم سی هزار نفر در آن نقطه جمع شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه