- خطبه الکتاب 1
- اشاره 8
- معیار کبیره و بزرگ بودن گناه 13
- گناهان کبیره در باره اهل البیت علیهم السلام 14
- اشاره 16
- مراتب گناهان کبیره در قرآن 22
- از بین رفتن عبادت به واسطه گناه 26
- 1- پاک شدن گناهان به وسیله تشرّف به اسلام 32
- 2- حبط اعمال به علّت حرام خواری: 32
- اشاره 32
- 4- حبط اعمال به وسیله معصیت خدا: 33
- 5- پرداخت حسنات به طلبکارها و ورشکستگی در قیامت: 33
- 3- حبط اعمال به سبب بی تقوایی: 33
- بزرگ ترین عبادت و بزرگت ترین معصیت 34
- گناه شناسی 36
- اشاره 36
- مثال اول: 36
- مثال دوم: 36
- نیت و اندیشه گناه 38
- نیت های زشت و زیبا 39
- بیماری گناه 43
- اشاره 43
- درمان بیماری گناه 45
- رفافت و دوستی با گناهکار 47
- برخورد با گناهکار 47
- آثار گناه 49
- گناه و انواع گرفتاری ها 51
- سازش با گهنکاران و اهل باطل 52
- رضایت به گناه و ظلم 54
- آشکار نمودن گناه [تجاهر به فسق] 57
- اعتراف به گناه نزد مردم 58
- اشاره 60
- توحید ذاتی و شرک در ذات: 61
- توحید افعالی و شرک در افعال 63
- توحید در صفات و شرک در صفات 64
- توحید در طاعت و شرک در طاعت 65
- توحید در عبادت و شرک در عبادت 66
- تفکّر در ذات مقدّس الهی 67
- اشاره 71
- ریا 71
- سمعه 72
- کیفر ریا در سخنان معصومین علیهم السلام 73
- اشاره 74
- نفاق و منافقین 74
- منافقین صدر اسلام 75
- کتمان حق امیرالمؤمنین علیه السلام 78
- 2- بغی و ظلم. 81
- 1- گناه زیاد و غفلت از توبه. 81
- اشاره 81
- 4- تعصّب و تکبّر. 82
- 5- افترا و دروغ بستن به اولیای خداوند. 82
- کتمان حق 86
- ترک واجبات 88
- اشاره 88
- ترک نماز 90
- ترک زکات 92
- اشاره 92
- قصه ثعلبه و مردی از بنی سلیم 94
- ترک حج 96
- بیزاری از خدا و رسول و اوصیای اوعلیهم السلام 98
- اشاره 101
- قضایای عجیبی درباره لعنت به کنندگان علی علیه السلام 102
- انکار امامت اهل بیت پیامبرعلیهم السلام 104
- غلوّ و کفر غالی و خارجی و ناصبی 107
- سخنان معصومین علیه السلام درباره غالی و ناصبی و خارجی 108
- شرک و غلّو اهل کتاب 110
- گمراه نمودن مردم 111
- پاداش هدایت و ارشاد مردم 113
- پیروی و اطاعت از گمراهان 116
- اعتقاد به فال بد و تطیّر 120
- تشکیک در عقاید مردم 122
- دین تراشی و بدعت گذاردن در دین 123
- اشاره 125
- بدعت گذاردن در دین 125
- اجتهاد های در مقایب نصّ، پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله 128
- اذان ثانی (دوم) در روز جمعه 146
- اشاره 148
- معنای عبادت و خضوع 149
- خلاصه سخن درباره ابن تیمیه و امثال او 153
- سجده برای غیر خداوند 154
- راه صحیح برای فهم حقایق و معارف اسلام 156
- امام صادق علیه السلام و دانشمندی از اهل تسنّن 159
- نامیدن غیر علی بن ابی طالب علیه السلام به امیرالمؤمنین 162
- هم نشینی با اهل بدعت 164
- حکم به غیر ما انزل الله 166
- قیاس و استحسان 169
- تفسیر به رای 174
- استفاده از قرآن از غیر طریق اهل البیت علیهم السلام 176
- تقلید بی اساس [و سدّ باب اجهتاد] 180
- حرام نمودن حلال و حلال نمودن حرام 182
- رهبانیت و ریاضت های غیرشرعی 188
- اشاره 191
- تفاوت یأس و قنوط و خیبه 193
- رحمت و مغفرت الهی 194
- سعه رحمت الهی 197
- ایمن بودن از مکر و عذاب الهی 198
- ایمن بودن از مکر خداوند در کلمات معصومین 200
- بدگمانی به ذات مقدّس پروردگار 203
- شکایت از تقدیر الهی 206
- بی صبری در مصیبت 208
- پیشگویی نمودن منجّمین (تنجیم) 210
- رابطه دوستانه با کفار و اهل کتاب 218
- نصایح معصومین علیهم السلام در باره توّلی و تبرّی 222
- نگهداری و استفاده از کتاب های گمراه کننده 223
- بدخلقی 226
- اشاره 227
- دروغ و اقسام آن 227
- آثار خطرناک دروغ 228
- دروغ های مجاز 229
- دروغ بستن به اولیای خدا 231
- احترام به نام خداوند 233
- شهادت و گواهی بر دروغ و باطل 234
- معنای مناظره غیرصحیح 240
- ظلم به پدر و مادر (عقوق الوالدین) 243
- اشاره 243
- بزرگی حق پدر و مادر 245
- معنای عاق والدین 249
- قصه های شگفتی در باره آزار به پدر و مادر 251
- احسان به مادر و آمرزش گناهان 254
- حقوق لازم بین پدر و فرزند 257
- عقوق والدین روحانی 259
- اشاره 262
- قطع رحم و جدایی از خویشان 262
- سخنان معصومین علیهم السلام در باره خطر قطع رحم 263
- گناهانی که سبب کوتاهی عمر می شود 266
- اثر قطع رَحِم با امام زمان علیه السلام 268
- تکبر و بزرگی نمودن 270
- عجب و غرور و خودستایی [تزکیه النفس] 271
- اشاره 273
- ریاست طلبی و غفلت از حساب قیامت 273
- خطرهای ریاست طلبی 275
- اشاره 277
- وجوب رد غیبت 280
- علاج غیبت و نجات غیبت کننده 281
- 1- غیبت متجاهر به فسق: 283
- اشاره 283
- غیبت های مجاز 283
- 2- غیبت برای نجات از ظلم: 284
- 4- غیبت درسؤال از مساله شرعی 285
- 3- غیبت در مورد مشورت 285
- 6- غیبت برای جلوگیری از شر وفساد مغتاب: 286
- 7- صدا زدن و نام بردن کسی که نام زشتی دارد و جز با آن نام شناخته نمی شود: 286
- 5- غیبت برای جلوگیری از منکر وگناه: 286
- 9- غیبت برای اقامه شهادت نزد حاکم: 287
- 8- غیبت کردن از کسی که مدعی نسبت دروغی شده است: 287
- 11- غیبت نزد کسی که از حال مغتاب آگاه است: 287
- 10- غیبت برای اثبات عدالت و یا فسق راوی: 287
- کفاره غیبت 288
- بدگمانی نسبت به مومنین 292
- تجسّس در اسرار مومنین 293
- تفرقه انگیزی و ایجاد دشمنی 295
- سخن چینی و سعایت 299
- افشا نمودن اسرار مردم 301
- حفظ اسرار مردم 303
- داستان موسی علیه السلام و شخص سخن چین 304
- استراق سمع 306
- مکر و حیله و غش و خیانت 308
- فریب دادن ناآگاه 312
- تملق گویی و چاپلوسی 313
- حسد 314
- معالجه کبر و غرور 319
- غضب و خشم بی جا 320
- کینه زدایی و تطهیر باطن 322
- تهمت به مؤمن 326
- دشنام و لعنت به مؤمن 328
- لعن و نفرین مومن 330
- اشاره 333
- ظلم و آزار به مردم 333
- کیفر ظالمین و ستمگران 334
- ظلم خطرناک 335
- دعا و توبه با داشتن مظلمه 336
- آخرین گردنه صراط در قیامت 336
- تاثیر ظلم در دین ظالم 337
- اقسام ظلم و ستم 337
- شریکان در ظلم 338
- کفاره ظلم 338
- پیامدهای ظلم در فرزندان ظالم 338
- دو حکایت تاریخی آموزنده 339
- احسان و نیکی به مردم 341
- صدقه، ونجات عروس از مرگ 342
- انفاق و احسان و نغییر سرنوشت 343
- آزار رساندن به خود 344
- توهین و تحقیر به علما 350
- بدگویی از علما در آخر الزمان 351
- ترک اطاعت از فقها 352
- کیفر آزار به اولیای خدا 359
- بی احترامی به قرآن 371
- بی احترامی به کعبه 376
- بی احترامی به تربت امام حسین علیه السلام 378
- بی احترامی به مشاهد مشرّفه 382
- بی احترامی به مساجد 386
- آداب متعلّق به مساجد 387
- ترک نمازهای جماعت بدون عذر 394
- ترک نماز جمعه بدون عذر 398
- ترک کامل مستحبات 399
- تقدم بر قبور معصومین ایلا در نماز 400
- بردن نام مبارک حضرت بقیّه اللَّه (عجل اللَّه فرجه الشریف) 402
- شکستن سوگند و پیمان 404
- کیفر شکستن عهد و پیمان 407
- پیمان شکنی و نفاق 409
- خیانت در امانت 410
- بی اعتنایی به نیازهای مسمان 414
- پنهان شدن از انجام حاجت برادران مؤمن 416
- تأکید اولیای خدا در باره یاری نمودن مؤمن 419
- ترک توبه و غفلت از گناه 427
- جرأت بر گناه و ناچیز شمردن آن 430
- اصرار بر انجام گناهان کوچک 433
- وسواس و پیروی از شیطان 435
- پایه گذاری شر و فساد 439
- اشاره 442
- 1- اکل مال به باطل [درآمدهای کاذب] 443
- اشاره 443
- 3- نپرداختن سهم مبارک امام علیه السلام و سادات [زادهم اللّه شرفاً و عزّاً] 446
- حرام خواری 449
- کیفر حرام خواری 451
- اشاره 453
- 2- جستجوی مال حلال نمودن و قانع بودن به آن. 453
- 1- لزوم تلاش و کوشش برای به دست آوردن مال. 453
- 3- پرهیز از حبّ دنیا 454
- 4- خدا را رازق بداند و به او اعتماد نماید 455
- آیات قرآن درباره ربا 457
- اشاره 457
- ربا در سخنان معصومین علیهم السلام 458
- دیرکرد و ربا در آخر الزمان 459
- پاداش وام بدون بهره و صبر بر بدهکار 461
- حبس اموال مردم 462
- سد معبر، راه بندان 465
- خوردن مال یتیم از روی ظلم 466
- بازی با آلات قمار بدون شرط 470
- خرید و فروش وسایل گناه 474
1- اللعن و البراءه من أمیرالمؤمنین علیه السلام البحار عن الإرشاد... من معجزات أمیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه ما استفاض عنه من قوله: «إنّکم لتعرضون من بعدی علی سبّی فسبّونی فإن عرض علیکم البرائه منّی فلاتبرؤا منّی فإنّی ولدت علی الإسلام فمن عرض علیه البراءه فلیمدد عنقه فمن تبرّأ منّی فلا دنیا له و لاآخره» و کان الأمر فی ذلک کما قال علیه السلام. (البحارج 39/317) و قد مضی مافیه.
2- و فی البحار عن المناقب... عن طاووس الیمانی قال: قال أمیرالمؤمنین علیه السلام لحجر البدریّ: «یا حجر کیف بک إذا أوقفت علی منبر صنعاء و أمرت بسبّی و البرائه منّی»؟ قال: فقلت: أعوذ باللّه من ذلک قال: «و اللّه إنّه کائن فإذا کان ذلک فسبّنی و لاتبرأ منّی فإنّه من تبرّأ منّی فی الدنیا برأت منه فی الآخره»
لکن از من بیزاری مجوی، چرا که هر کس در دنیا از من بیزاری جوید من در آخرت از او بیزار خواهم بود.»
طاووس یمانی می گوید: حجاج، حجربن عدی را دستگیر نمود و به او گفت: باید بالای منبر بروی و علی علیه السلام را دشنام دهی. پس حجر بن عدی بالای منبر رفت و گفت ای مردم! امیر شما، حجاج، مرا امر نموده که علی علیه السلام را دشنام دهم و لعنت کنم پس آگاه باشید که لعنت خدا بر او باد و شما نیز او را لعنت کنید!
مؤلّف گوید: حجربن عدی با لطافت خاصی توریه نموده و خود را از لعنت به امیرالمؤمنین علیه السلام نجات داده است.
قضایای عجیبی درباره لعنت به کنندگان علی علیه السلام
در مناقب ابن شهر آشوب، از اسحاق عدل نقل شده که گوید: در زمان خلافت هشام بن عبدالملک خطیبی بود که همیشه بر بالای منبر رسول صلی الله علیه وآله علی علیه السلام را لعنت می نمود. پس روزی چون آن حضرت را بر بالای منبر رسول خداصلی الله علیه وآله لعنت نمود، دستی از قبر آن حضرت خارج گردید و با انگشت سبّابه به او اشاره نمود و سخنی از قبر مطهر بلند شد و به آن خطیب فرمود: «وای بر تو، ای اموی! آیا به خدایی که تو را از خاک آفرید و از نطفه ای تو را به انسانی تبدیل نمود کافر شدی؟ و سپس دودی از آن دست بر آن خطیب ریخته شد و او از منبر پایین نیامد جز آن که نابینا شد و پس از سه روز به هلاکت رسید.
صاحب مناقب در همان کتاب، از یکی از سادات و هاشمیین نقل نموده که گوید: در شهر شام مردی را دیدم که نصف صورت او سیاه بود و آن را می پوشاند و چون من از علت سیاهی صورت او سوال نمودم گفت: آری، من با خود عهد کرده ام که هر کس از علت سیاه شدن صورت من سئوال کند قصه خود را برای او بیان کنم. سپس گفت: من علی بن ابیطالب علیه السلام را خیلی لعنت می نمودم و از او بدگویی می کردم تا این که شبی در
-1
-2