معرفت (دینی) در اسلام: مجموعه سخنرانیهای استاد حسین انصاریان صفحه 199

صفحه 199

ابوریحان نشست، این دانشمند بزرگ چشم باز کرد و درباره مسئله مشکلی از ایشان سوال کرد. یکی دیگر از دوستان که کنار بستر ابوریحان نشسته بود با تعجب گفت: چه فایده ای دارد در چنین موقعیتی پاسخ این سوال را بدانی؟! ابوریحان در جواب گفت: پاسخ این مسئله را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ بعد، رو به سید کرد و گفت: اگر جواب را می دانید، به من هم بگویید! و سید پاسخ سوال او را داد.

پس از آن، سید از ابوریحان خداحافظی کرد و از اتاق بیرون رفت و لحظاتی بعد صدای شیون و زاری از اتاق او به گوش رسید و سید دانست که ابوریحان درگذشته است.

به راستی، چه خوب است انسان تا لحظه مرگ عمر خود را صرف تحصیل یا نشر علم کند! و این موضوعی است که در سیره پیشوایان ما به چشم می خورد.

وصیت حضرت امیرمومنان، علیه السلام، در شب شهادتشان دریایی از علم و معرفت است؛ (1) هم چنین است سخنان حضرت امام حسن مجتبی، علیه السلام، که در نفس های آخر عمر شریفشان نیز به نشر معارف الهی مشغول بوده اند. (2) لحظات آخر عمر حضرت ابی عبدالله الحسین، علیه السلام، نیز بدین گونه است. (3) از این رو، بی تردید می توان گفت که همه اولیاء و انبیاء خدا و بندگان شایسته حق این سیره را داشته اند و اغلب یا درحال تحصیل از دنیا رفته اند یا در حال تبلیغ معارف و نشر علم.

بسیاری از بزرگان دین قلم یا کتاب در دست داشتند و از دنیا رفتند؛ عده ای بر فراز منبر و در حال نشر معارف الهی از دنیا رفتند و... . با توجه به این نکته، هیچ کس حق تنبلی و ناامیدی ندارد و باید برای رسیدن به مقصود تلاش کند و رنج و زحمت را به جان بخرد. حافظ در بیت نغزی می گوید:


1- (1)) . نهج البلاغه، نامه 47: «من وصیۀ له علیه السلام للحسن والحسین علیهما السلام لما ضربه ابن ملجم لعنه الله: أوصیکما بتقوی الله وأن لا تبغیا الدنیا وإن بغتکما، ولا تأسفا علی شئ منها زوی عنکما. وقولا بالحق. واعملا للأجر. وکونا للظالم خصما وللمظلوم عونا أوصیکما وجمیع ولدی وأهلی ومن بلغه کتابی بتقوی الله ونظم أمرکم، وصلاح ذات بینکم، فإنی سمعت جدکما صلی الله علیه وآله یقول: «صلاح ذات البین أفضل من عامۀ الصلاۀ والصیام» والله الله فی الأیتام فلا تغبوا أفواههم ولا یضیعوا بحضرتکم. والله الله فی جیرانکم فإنهم وصیۀ نبیکم ما زال یوصی بهم حتی ظننا أنه سیورثهم. والله الله فی القرآن لا یسبقکم بالعمل به غیرکم. والله الله فی الصلاۀ فإنها عمود دینکم. والله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فإنه إن ترک لم تناظروا. والله الله فی الجهاد بأموالکم وأنفسکم وألسنتکم فی سبیل الله. وعلیکم بالتواصل والتباذل. وإیاکم والتدابر والتقاطع. لا تترکوا الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم. یا بنی عبد المطلب لا ألفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضا تقولون قتل أمیر المؤمنین، ألا لا تقتلن بی إلا قاتلی انظروا إذا أنا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربۀ بضربۀ، ولا یمثل بالرجل فإنی سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول: إیاکم والمثلۀ ولو بالکلب العقور».
2- (2)) . بحار الأنوار، ج 44، ص 138-140: «طلحۀ بن زید الرقی، عن الزبیر بن عطاء، عن عمیر بن مانی العبسی، عن جنادۀ بن أبی أمیۀ قال: دخلت علی الحسن بن علی ابن أبی طالب علیه السلام فی مرضه الذی توفی فیه وبین یدیه طست یقذف علیه الدم ویخرج کبده قطعۀ قطعۀ من السم الذی أسقاه معاویۀ لعنه الله فقلت: یا مولای مالک لا تعالج نفسک؟ فقال: یا عبد الله بماذا أعالج الموت؟ قلت: إنا لله وإنا إلیه راجعون. ثم التفت إلی فقال: والله لقد عهد إلینا رسول الله صلی الله علیه وآله أن هذا الأمر یملکه اثنا عشر إماما من ولد علی وفاطمۀ، ما منا إلا مسموم أو مقتول، ثم رفعت الطست وبکی صلوات الله علیه وآله. قال: فقلت له: عظنی یا ابن رسول الله، قال: نعم استعد لسفرک، وحصل زادک قبل حلول أجلک، واعلم أنک تطلب الدنیا والموت یطلبک، ولا تحمل هم یومک الذی لم یأت علی یومک الذی أنت فیه، واعلم أنک لا تکسب من المال شیئا فوق قوتک إلا کنت فیه خازنا لغیرک. واعلم أن فی حلالها حساب، وفی حرامها عقاب، وفی الشبهات عتاب، فأنزل الدنیا بمنزلۀ المیتۀ، خذ منها ما یکفیک، فإن کان ذلک حلالا کنت قد زهدت فیها، وإن کان حراما لم یکن فیه وزر، فأخذت کما أخذت من المیتۀ، وإن کان العتاب فان العتاب یسیر. واعمل لدنیاک کأنک تعیش أبدا، واعمل لآخرتک کأنک تموت غدا، وإذا أردت عزا بلا عشیرۀ، وهیبۀ بلا سلطان، فاخرج من ذل معصیۀ الله إلی عز طاعۀ الله عز وجل، وإذا نازعتک إلی صحبۀ الرجال حاجۀ فاصحب من إذا صحبته زانک، وإذا خدمته صانک، وإذا أردت منه معونۀ أعانک، وإن قلت صدق قولک وإن صلت شد صولک وإن مددت یدک بفضل مدها، وإن بدت عنک ثلمۀ سدها، وإن رأی منک حسنۀ عدها، وإن سألته أعطاک، وإن سکت عنه ابتداک وإن نزلت إحدی الملمات به ساءک. من لا تأتیک منه البوائق، ولا یختلف علیک منه الطرائق، ولا یخذلک عند الحقائق، وإن تنازعتما منقسما آثرک. قال: ثم انقطع نفسه واصفر لونه، حتی خشیت علیه، ودخل الحسین علیه السلام والأسود بن أبی الأسود فانکب علیه حتی قبل رأسه وبین عینیه، ثم قعد عنده فتسارا جمیعا، فقال أبو الأسود: إنا لله إن الحسن قد نعیت إلیه نفسه».
3- (3)) . ینابیع المودۀ، قندوزی، ج 3، ص 82: «أبو مخنف: وبقی الحسین علیه السلام ثلاث ساعات من النهار ملطخا بدمه رامقا بطرفه إلی السماء وینادی: یا إلهی صبرا علی قضائک ولا معبود سواک یا غیاث المستغیثین».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه