معرفت (دینی) در اسلام: مجموعه سخنرانیهای استاد حسین انصاریان صفحه 220

صفحه 220

سخنان بیهوده و حرام و علوم غیر سودمند (1) قرار داده و چشم وقلب خویش را جایگاه انواع جلوه های نامشروع و حرام کرده است، چه بر سر سعادت خویش آورده و چه اندازه از دایره رستگاری فاصله گرفته است. مگر نه این است که ابن سینا و زکریای رازی (2) و ... در روز تولدشان نادان محض بودند، ولی به قول امیرالمومنین مدتی گوش خود را وقف شنیدن دانش های مفید کردند ( وقفوا أسماعهم علی العلم النافع لهم ) (3) و چنین شخصیت های بزرگی شدند؟

به همین قیاس، باید گفت اگر نعمت گوش و چشم و قلب در راهی که خداوند برای آن مقرر کرده قرار نگیرند، صاحبان آن ها در قیامت پاسخی برای کوتاهی شان در کسب معرفت نخواهند داشت. برای همین است که وقتی کارگردانان دوزخ از دوزخیان می پرسند: چرا اهل دوزخ شدید؟ پاسخ می دهند: به سبب این که از گوش و عقلمان درست استفاده نکردیم:

«لَوْ کُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا کُنّٰا فِی أَصْحٰابِ السَّعِیرِ». (4)

اگر ما [دعوت سعادت بخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقّل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم.

مسئله تاسف آور این جاست که مردم بسیاری به دوزخ می روند، در حالی که خداوند چنین سرنوشتی را برای هیچ یک از بندگانش نخواسته و هیچ کس را برای رفتن به جهنم نیافریده است. مگر نخستین سخنان خداوند با آدم و حوا این نیست:

«وَ قُلْنٰا یٰا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَ کُلاٰ مِنْهٰا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمٰا ...». (5)

و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید و از هر جای آن که خواستید فراوان و گوارا بخورید.

افسوس! که عمری گوش و چشم و عقل خویش را معطل کردیم و به اسارت هوای نفس دادیم و ندانستیم که چه نعمت عظیمی را بر باد


1- (1)) . کافی، ج 1، ص 32؛ نیز عوالی اللئالی، احسائی، ج 4، ص 79؛ نیز منیۀ المرید، شهید ثانی، ص 113؛ نیز با اختلاف در الأمالی، شیخ صدوق، ص 340؛ نیز کنز العمال؛ متقی هندی، ج 10، ص 280: «محمد بن عیسی، عن عبید الله بن عبد الله الدهقان، عن درست الواسطی، عن إبراهیم بن عبد الحمید، عن أبی الحسن موسی علیه السلام قال: دخل رسول الله صلی الله علیه وآله المسجد فإذا جماعۀ قد أطافوا برجل فقال: ما هذا؟ فقیل: علامۀ فقال: وما العلامۀ؟ فقالوا له: أعلم الناس بأنساب العرب ووقائعها، وأیام الجاهلیۀ، والأشعار العربیۀ، قال: فقال النبی صلی الله علیه وآله: ذاک علم لا یضر من جهله، ولا ینفع من علمه، ثم قال النبی صلی الله علیه وآله: إنما العلم ثلاثۀ: آیۀ محکمۀ، أو فریضۀ عادلۀ، أو سنۀ قائمۀ، وما خلاهن فهو فضل».
2- (2)) . فهرست ابن الندیم، ابن ندیم بغدادی، ص 356-358: «أبو بکر محمد بن زکریا الرازی. من أهل الری، أوحد دهره وفرید عصره، قد جمع المعرفۀ بعلوم القدماء، وسیما الطب. وکان ینتقل فی البلدان، وبینه وبین منصور بن إسماعیل صداقۀ، وله الف کتاب المنصوری. قال لی محمد بن الحسن الوراق: قال لی رجل من أهل الری شیخ کبیر سألته عن الرازی فقال: کان شیخا کبیر الرأس مسفطه، وکان یجلس فی مجلسه ودونه التلامیذ، ودونهم تلامیذهم، ودونهم تلامیذ اخر. وکان یجئ الرجل فیصف ما یجد لأول من یلقاه، فان کان عندهم علم، والا تعداهم إلی غیرهم فان أصابوا، والا تکلم الرازی فی ذلک. وکان کریما متفضلا بارا بالناس، حسن الرأفۀ بالفقراء والأعلاء، حتی کان یجری علیهم الجرایات الواسعۀ، ویمرضهم. قال: ولم یکن یفارق المدارج والنسخ. ما دخلت علیه قط الا رأیته ینسخ، اما یسود أو یبیض. وکان فی بصره رطوبۀ لکثرۀ اکله للباقلی، وعمی فی آخر عمره. وکان یقول إنه قرأ الفلسفۀ علی البلخی. خبر فلسفۀ هذا هذا کان من أهل بلخ، یطوف البلاد ویجول الأرض، حسن المعرفۀ بالفلسفۀ والعلوم القدیمۀ. وقد یقال ان الرازی ادعی کتبه فی ذلک. ورأیت بخطه شیئا کثیرا فی علوم کثیرۀ، مسودات ودساتیر لم یخرج منها إلی الناس کتاب تام. وقیل إن بخراسان کتبه موجودۀ، وکان فی زمان الرازی. رجل یعرف بشهید بن الحسین ویکنی أبا الحسن، یجری مجری فلسفته فی العلم. ولکن لهذا الرجل کتب مصنفۀ، وبینه وبین الرازی مناظرات، ولکل واحد منهما نقوض علی صاحبه. ما صنفه الرازی من الکتب منقول من فهرسته کتاب البرهان، مقالتان. الأولۀ سبعۀ عشر فصلا. والثانیۀ اثنا عشر فصلا. کتاب الطب الروحانی، عشرون فصلا. کتاب ان للانسان خالقا حکیما، مقالۀ. کتاب سمع الکیان، مقالۀ. کتاب المدخل إلی المنطق وهو إیساغوجی. کتاب جمل معانی قاطیقوریاس. کتاب جمل معانی انالوطیقا الأولی إلی تمام القیاسات الحملیۀ. کتاب هیئۀ العالم. کتاب الرد علی من استقل بفصول الهندسۀ. کتاب اللذۀ، مقالۀ. کتاب فی السبب فی قتل ریح السموم أکثر الحیوان، مقالۀ. کتاب فیما جری بینه وبین سیس المنانی. کتاب فی الخریف والربیع. کتاب فی الفرق بین الرؤیا المنذرۀ وبین سائر ضروب الرؤیا. کتاب الشکوک علی جالینوس. کتاب کیفیات الابصار. کتاب الرد علی الناشئ فی نقضه الطب. کتاب فی أن صناعۀ الکیمیاء إلی الوجوب أقرب منها إلی الامتناع. قال محمد بن إسحاق: هذا من الاثنی عشر کتابا وقد ذکرنا جمیعها فی موضعه من الکتاب، وکذلک سائر کتبه فی الصناعۀ، فمن یرید معرفۀ ذلک فلینظر فی المقالۀ العاشرۀ انشاء الله تعالی. کتاب الباه، مقالۀ. کتاب المنصوری فی الطب، إلی منصور بن إسماعیل (بن نوح بن نصر من ملوک آل سامان) ویحتوی علی عشر مقالات. کتاب الحاوی ویسمی الجامع الحاصر لصناعۀ الطب، وینقسم هذا الکتاب إلی اثنی عشر قسما. القسم الأول منه، فی علاج المرضی والأمراض. القسم الثانی فی حفظ الصحۀ. القسم الثالث فی الرئۀ والجبر والجراحات. القسم الرابع فی قوی الأدویۀ والأغذیۀ وجمیع ما یحتاج إلیه من المواد فی الطب. القسم الخامس فی الأدویۀ المرکبۀ. القسم السادس فی صنعۀ الطب. القسم السابع فی صیدنۀ الطب، الأدویۀ وألوانها وطعومها وروائحها. القسم الثامن فی الأبدان. القسم التاسع فی الأوزان والمکاییل. القسم العاشر فی التشریح ومنافع الأعضاء القسم الحادی عشر فی الأسباب الطبیعیۀ من صناعۀ الطب. القسم الثانی عشر فی المدخل إلی صناعۀ الطب، مقالتان فی الأولۀ الأسماء الطبیۀ. وفی الثانیۀ أوائل الطب. کتاب فی استدراک ما بقی من کتب جالینوس مما لم یذکره حنین ولا جالینوس فی فهرسته، مقالۀ. کتاب فی أن الطین المنتقل به فیه منافع، مقالۀ. کتاب فی أن الحمیۀ المفرطۀ. تضر بالأبدان، مقالۀ. کتاب فی الأسباب الممیلۀ لقلوب الناس عن أفاضل الأطباء إلی أخسائهم. کتاب ما یقدم من الفواکه والأغذیۀ وما یؤخر. کتاب علی أحمد بن الطیب فیما رد به علی جالینوس فی أمر الطعم المر. کتاب الرد علی المسمعی المتکلم فی رده علی أصحاب الهیولی. کتاب الرد علی جریر الطبیب فیما خالف فیه من أمر التوث الشامی بعقب البطیخ. کتاب فی نقض کتاب أنابوا إلی فرفوریوس فی شرح مذاهب أرسطالیس فی العلم الإلهی. کتاب فی الخلاء والملاء وهما الزمان والمکان. کتاب الصغیر فی العلم الإلهی. کتاب الهیولی المطلقۀ والجزویۀ. کتاب إلی أبی القاسم البلخی فی الزیادۀ علی جوابه وعلی جواب هذا الجواب. کتاب الرد علی أبی القاسم البلخی فی نقضه المقالۀ الثانیۀ فی العلم الإلهی. کتاب الجدری والحصبۀ. کتاب الحصی فی الکلی والمثانۀ. کتاب إلی من لا یحضره طبیب. کتاب الأدویۀ الموجودۀ بکل مکان. کتاب الطب الملوکی....».
3- (3)) . نهج البلاغه، خطبه 193.
4- (4)) . ملک، 8-10: «تکاد تمیز من الغیظ کلما ألقی فیها فوج سألهم خزنتها ألم یأتکم نذیر * قالوا بلی قد جاءنا نذیر فکذبنا وقلنا ما نزل الله من شیء إن أنتم إلا فی ضلال کبیر * وقالوا لو کنا نسمع أو نعقل ما کنا فی أصحاب السعیر».
5- (5)) . بقره، 35؛ نیز با اختلاف در اعراف، 19: «وَ قُلْنٰا یٰا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَ کُلاٰ مِنْهٰا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمٰا وَ لاٰ تَقْرَبٰا هٰذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونٰا مِنَ الظّٰالِمِینَ ».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه