- دیباچه 1
- اشاره 5
- پیشینه اخلاق تبلیغات بازرگانی 5
- تعریف اخلاق تبلیغات بازرگانی 5
- اهمیت اخلاق تبلیغات بازرگانی 7
- اهداف اخلاق تبلیغات بازرگانی 8
- دیدگاه ها درباره اخلاق تبلیغات بازرگانی 9
- اشاره 15
- اشاره 15
- 1. عوارض جسمی 15
- فصل اول: عوارض فردی 15
- 2. عوارض روانی 16
- فصل دوم: عوارض اقتصادی 18
- 1. اقتصاد خانواده ها 18
- اشاره 18
- 2. اقتصاد کشور 19
- اشاره 19
- ب) نقش تبلیغات در تنظیم تولید 21
- اشاره 23
- 1. نگرش ها 23
- 3. عادت ها 26
- 4. باورها 27
- 5. گروه های مرجع 28
- 6. سبک زندگی 30
- 7. زبان 31
- 8 . پوشش 33
- فصل اول: تبلیغات بازرگانی در تجارت 39
- اشاره 39
- اشاره 39
- بررسی قاعده «لاضرر» درباره تبلیغات بازرگانی 40
- تدلیس در تبلیغات بازرگانی 41
- دروغ در تبلیغات بازرگانی 42
- تبلیغات بازرگانی و دنیاگرایی مردم 44
- فصل دوم: تبلیغات بازرگانی و عدالت اجتماعی 47
- اشاره 47
- اشاره 50
- مسئولیت دست اندرکاران امر تبلیغات 50
- 1. مسئول بودن برابر خدا 50
- ٢. مسئولیت در برابر خود 51
- 4. مسئولیت در برابر دیگر موجودات 52
- 1. زینت نکردن کالا 53
- آداب تبلیغات بازرگانی1 53
- اشاره 53
- اشاره 55
- 1. رعایت ارزش های اسلامی و فرهنگی جامعه 55
- فصل اول: خط مشی ها 55
- اشاره 55
- 4. در نظر گرفتن رفاه تمامی افراد جامعه 61
- 5. پاسخ گویی به نیازها و ایجاد نکردن نیازهای کاذب 62
- 6. نداشتن دید ابزاری نسبت به انسان ها 66
- 7. پرداخت نکردن هزینه های گزاف برای تبلیغات 69
- فصل دوم: اصول 73
- 1. انعکاس ساده زیستی به جای تجمل گرایی 73
- اشاره 73
- 2. تبلیغ قناعت به جای اسراف 74
- 3. انعکاس کار و تولید به جای رفاه زدگی و مصرف گرایی 76
- 4. تبلیغ نکردن مدگرایی 79
- 5. ترویج نکردن بیگانه پرستی و خودکم بینی 81
- 6. پرهیز از دامن زدن به چشم و هم چشمی ها 83
- 7. ترویج نکردن پرخوری و شکم بارگی 84
- 8. پرهیز از دروغ 85
- 9. پرهیز از اغراق 86
- 11. دادن اطلاعات کافی درباره محصول 87
- 10. پرهیز از فریب و نیرنگ 87
- 12. سوءاستفاده نکردن از یافته های روان شناسی برای تسلط بر مخاطب 88
- 13. استفاده درست از جاذبه ها 90
- اشاره 90
- ج) جاذبه خنده و طنز 91
- ب) جاذبه احساسی 91
- د) جاذبه ترس 92
- ه) جاذبه اخلاقی 94
- و) جاذبه دو جنبه ای و یک جنبه ای 95
- 15. مقایسه نکردن کالای خود با کالای رقیبان 96
- 14. تبلیغ نکردن کالاهای زیان آور 96
- 16. بدگویی نکردن از کالای رقیبان 97
- 17. پرهیز از نمایش غیرواقعی کالا 98
- 18. پرهیز از تکرار زیاد تبلیغ برای کالاهای غیرضروری 99
- 20. نداشتن بدآموزی برای کودکان 100
- 23. پیش گیری از پیدایش احساس حقارت کودک در تبلیغات کالاهای مربوط به کودکان 104
- 24. پرهیز از تکرار زیاد تبلیغ مربوط به کودکان 105
- 25. استفاده از واژگان فارسی در تبلیغ کالا و پرهیز از اصطلاحات نامأنوس خارجی 106
- 26. استفاده نکردن از نام های غربی برای کالاها 107
- 27. استفاده نکردن از زنان و دختران با هدف جذابیت بخشی آگهی 108
- 28. پوشش و آرایش متناسب با ارزش های اسلامی و عرف جامعه 112
- 29. توهین نکردن به فرد، گروه، قشر یا قومیتی خاص 115
- 30. رعایت عفت کلام، ادب و احترام 116
- 31. نشان دادن عطوفت و رحمت به جای خشونت و قساوت 117
- 32. پخش نکردن روابط ناصحیح بین افراد خانواده 118
- 35. تحقیر نکردن کالای ایرانی در برابر کالای خارجی 120
- 34. تبلیغ نکردن و نشان ندادن کالاهای حرام 120
- 37. ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست 121
- 36. استفاده نکردن از موسیقی های مبتذل 121
- 38. تناسب زمانی میان پخش آگهی با نوع کالای تبلیغی 122
- صدا و سیما و تدوین منشور اخلاقی 123
- اشاره 123
- پرسش های مردمی 125
- پرسش های کارشناسی 125
برداشتن هرگونه امکان مخالفت اساسی با ساختار سلطه مستقر است. جامعه ای که در چنبر صنعت فرهنگی درغلتیده باشد، هرگونه نیروی رهایی بخش را از دست می دهد.(1)
اگر صنایع فرهنگی را صنایعی بدانیم که عملکرد عمده آنها تولید پیام و تصویر است، تبلیغات بازرگانی را نیز می توان از جمله شاخه های صنایع فرهنگی دانست. می توان گفت که این نظر، پایه و اساس تمامی انتقادهای وارد شده بر تبلیغات است.
هربرت مارکوزه، اندیشمند انقلابی آلمانی تبار، برای حیات اجتماعی، دو سطح قائل است: یکی سطح خواست های کاذب و روزمره و دیگری سطح علایق و آگاهی های راستین تاریخی. اگر تبلیغات بازرگانی را تجلی خواست های کاذب و روزمره بدانیم، به عقیده مارکوزه، نقش تبلیغات، سازگارکردن فرد با جامعه است تا فرد را در مرز واقعیت های موجود متوقف کند. مارکوزه با نگرشی کاملاً انتقادی به تبلیغات بازرگانی، بر این باور است که تبلیغات، تعیین کننده راه و رسم زندگی افراد است و اندیشه ها و برداشت های تک ساختی (مادی و سودپرستانه) را در جامعه پدید می آورد، ولی مخاطبان نمی توانند این امر را تشخیص دهند؛ زیرا تبلیغات، مجال اندیشیدن درباره این مسائل را به مخاطبان نمی دهد.(2)
اریک فروم، فیلسوف و روان شناس آلمانی، معتقد است، فرد در مقابل تبلیغات بازرگانی، آن قدر خود را کوچک احساس می کند که قوای انتقادی اش را از دست می دهد و احساس ناچیزی می کند.(3)
1- همان، ص 155.
2- همان.
3- همان.