مرا دعا کن! همه ما به دعا احتیاج داریم. شیطان قسم خورده است همه ما را گمراه کند. دعا کن محمود، دعا کن مرا، دعا کن!».(1)
تسلیم و رضا
تسلیم و رضا
نقل است در شب اول شهادت مرحوم حاج آقا مصطفی، امام خمینی رحمه الله به خانه او رفت تا به عروسش تسلیت بگوید. وقتی امام از دری وارد شد که همیشه آقا مصطفی از آن در به استقبال و پیشواز ایشان میآمد، عروس امام (دختر مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی) خود را به دامان ایشان انداخت و گفت: «چکار کنم؟ مصطفی کجاست؟» اگرچه صحنه دل خراشی بود، ولی امام با استقامت ویژه خود اشکی نریخت و با حالتی استوار، خطاب به عروس و نوههایشان فرمود: «صبر کنید، به خاطر خدا صبر کنید! مصطفی امانتی بود و از دستمان رفت».(2)
نقل است آیت الله محمدحسن نجفی، معروف به صاحب جواهر، در شب وفات فرزندش، در کنار پیکر او، پس از خواندن مقداری قرآن، به مطالعه و نوشتن کتاب جواهر پرداخت. ایشان در بخشی از کتاب خود آورده است که ثواب این چند صفحه کتاب را به روح فرزندش هدیه میکند.(3)
٭ ٭ ٭
آیت الله خسروشاهی کرمانشاهی میگوید: آیت الله علی آقا قاضی، در فقر شدیدی به سر میبرد، به گونهای که توان پرداخت اجاره خانه اش را نیز نداشت. روزی در نجف اشرف، صاحبخانه وسایل و اثاث ایشان را بیرون ریخت. ازاین رو، علی آقا قاضی مجبور شد با خانوادهاش به کوفه
1- نک: آقا شیخ مرتضی زاهد، صص 134 و 135.
2- روزنامه اطلاعات، ش 21184، 1/8/1376 (ویژه نامه بیستمین سالگرد شهادت آیت الله سیدمصطفی خمینی)، ص 8.؛ پا به پای آفتاب، ج2، ص 46.
3- نک: سید نعمت الله حسینی، مردان علم در میدان عمل، قم، مؤلف، 1375، چ 1، ج 6، ص 115.