عاقبت به خیری صفحه 43

صفحه 43

برداشت و بویید و فرمود: خوشا بر تو ای خاک!

به راستی اقوامی از تو به محشر می روند که بدون حساب وارد بهشت می شوند.

هرثمه می گوید در آن روز چیزی از این کلام امام نفهمیدم.

اما هرثمه از شیعیان پابرجا و محکم نبود و با گذشت زمان باطل را برگزید و در روز عاشورا از جمله افراد سپاه عمر سعد به حساب می آمد.

در صبح عاشورا، هرثمه با دیدن درختی، به یاد کلام علی علیه السلام در راه صفین افتاد و موجب دگرگونی او شد. از این رو از سپاه عمر سعد جدا شد و به طرف خیمه گاه امام حسین علیه السلامحرکت کرد. او وقتی نزد امام حسین علیه السلام آمد گفت:

«هنگامی که همراه امیرمؤمنان علی علیه السلام از صفین برمی گشتیم، امام در همین جا پس از نماز صبح مشتی خاک برگرفت و با صدای بلند فرمود: خوشا بر تو ای خاک!(1) به درستی اقوامی از تو به محشر می روند که بدون حساب وارد بهشت می شوند».

من در آن روز چیزی نفهمیدم، اما امروز از راز آن گفته، آگاه شدم.

امام حسین علیه السلام فرمود: عاقبت کار بر من پوشیده نیست، تو چه می کنی؟

هرثمه گفت: من عایله مندم و از ابن زیاد هراسانم.


1- بحارالانوار، ج 44، ص 255.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه