- دیباچه 1
- عاقبت 4
- کاربرد پژوهش در صدا و سیما 5
- پیشینه پژوهش 5
- ایمان واقعی 7
- عوامل فردی عاقبت به خیری 7
- اشاره 7
- محبت به اهل بیت علیهم السلام 8
- صبر 10
- رضا و تسلیم 12
- بندگی و عبادت در جوانی 13
- هدایا و خیرات پس از مرگ 15
- شهادت در راه خدا 16
- توبه 19
- بردباری و گذشت 22
- سپاس گزاری 24
- احسان و نیکوکاری 25
- ایثار 27
- حق پذیری و عناد نداشتن 29
- خدمت به مردم 30
- احسان به پدر و مادر 32
- تعلیم و هدایت 33
- تفکر و تعقل 35
- انفاق 37
- اشاره 39
- فصل دوم: عوامل بدعاقبتی 39
- دشمنی با ائمه علیهم السلام 39
- دل بستگی به دنیا 41
- شناخت حق و عدم یاری آن 42
- تکبر و غرور 44
- ستم و بی عدالتی 46
- ترک صله رحم 47
- عقوق والدین 50
- دوست و هم نشین بد 54
- رواج فحشا و فساد در جامعه 56
- کتاب نامه 58
برداشت و بویید و فرمود: خوشا بر تو ای خاک!
به راستی اقوامی از تو به محشر می روند که بدون حساب وارد بهشت می شوند.
هرثمه می گوید در آن روز چیزی از این کلام امام نفهمیدم.
اما هرثمه از شیعیان پابرجا و محکم نبود و با گذشت زمان باطل را برگزید و در روز عاشورا از جمله افراد سپاه عمر سعد به حساب می آمد.
در صبح عاشورا، هرثمه با دیدن درختی، به یاد کلام علی علیه السلام در راه صفین افتاد و موجب دگرگونی او شد. از این رو از سپاه عمر سعد جدا شد و به طرف خیمه گاه امام حسین علیه السلامحرکت کرد. او وقتی نزد امام حسین علیه السلام آمد گفت:
«هنگامی که همراه امیرمؤمنان علی علیه السلام از صفین برمی گشتیم، امام در همین جا پس از نماز صبح مشتی خاک برگرفت و با صدای بلند فرمود: خوشا بر تو ای خاک!(1) به درستی اقوامی از تو به محشر می روند که بدون حساب وارد بهشت می شوند».
من در آن روز چیزی نفهمیدم، اما امروز از راز آن گفته، آگاه شدم.
امام حسین علیه السلام فرمود: عاقبت کار بر من پوشیده نیست، تو چه می کنی؟
هرثمه گفت: من عایله مندم و از ابن زیاد هراسانم.
1- بحارالانوار، ج 44، ص 255.