- دیباچه 1
- عاقبت 4
- پیشینه پژوهش 5
- کاربرد پژوهش در صدا و سیما 5
- اشاره 7
- ایمان واقعی 7
- عوامل فردی عاقبت به خیری 7
- محبت به اهل بیت علیهم السلام 8
- صبر 10
- رضا و تسلیم 12
- بندگی و عبادت در جوانی 13
- هدایا و خیرات پس از مرگ 15
- شهادت در راه خدا 16
- توبه 19
- بردباری و گذشت 22
- سپاس گزاری 24
- احسان و نیکوکاری 25
- ایثار 27
- حق پذیری و عناد نداشتن 29
- خدمت به مردم 30
- احسان به پدر و مادر 32
- تعلیم و هدایت 33
- تفکر و تعقل 35
- انفاق 37
- فصل دوم: عوامل بدعاقبتی 39
- اشاره 39
- دشمنی با ائمه علیهم السلام 39
- دل بستگی به دنیا 41
- شناخت حق و عدم یاری آن 42
- تکبر و غرور 44
- ستم و بی عدالتی 46
- ترک صله رحم 47
- عقوق والدین 50
- دوست و هم نشین بد 54
- رواج فحشا و فساد در جامعه 56
- کتاب نامه 58
محبت و علاقه به من و اهل بیت من، در هفت جای هولناک کارساز و نجات بخش است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام زنده شدن مردگان در قیامت، زمانی که نامه عمل هر شخصی را به دستش دهند، هنگام حساب رسی، هنگام سنجش اعمال، هنگام عبور از صراط.(1)
بنابراین، یکی از مهم ترین عوامل رسیدن به عاقبت به خیری، محبت معصومان علیهم السلاماست. در پاره ای از روایت ها می خوانیم: «لِکُلِّ شَیءٍ جَوازٌ و جوازُ الصّراط حُبُّ علی بن ابیطالب؛ برای هر چیزی اجازه عبور لازم است و جواز عبور از صراط در قیامت، محبت و اطاعت امیرالمؤمنین علیه السلاماست».(2)
_حَکَم بن عتیبه_ می گوید: «در حضور امام باقر علیه السلامبودم. خانه آن حضرت پر از جمعیت بود. ناگهان دیدم پیرمردی با عصایی در دست آمد و مقابل در ایستاد و گفت: السَّلام علیکَ یابنَ رسول اللّه و رحمه اللّه و برکاتُه. امام باقر علیه السلام سلام او را پاسخ داد. سپس پیرمرد بر حاضران مجلس سلام کرد و همه حاضران پاسخ دادند. سپس به امام باقر علیه السلام رو کرد و گفت: ای پسر رسول خدا! اجازه بده نزدیک بیایم، فدایت گردم. سوگند به خدا، من شما را دوست دارم و هر که شما را دوست دارد، او را نیز دوست دارم. سوگند به خدا این محبت به خاطر طمع به دنیا نیست و سوگند به خدا دشمنان شما را دشمن دارم و از آنها بیزاری می جویم. این به خاطر کینه توزی (و انتقام جویی) نسبت به آنها نیست (بلکه حق را چنین یافتم). سوگند به خدا، من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می شمرم و در انتظار فرمان
1- همان، ج 7، ص 248.
2- همان، ج 39، ص 202.