- دیباچه 1
- طرح موضوع 7
- پیشینه موضوع 10
- پرسش های پژوهش 10
- موضوع غفلت و رسانه ملی 11
- مفهوم شناسی 12
- گستره غفلت 13
- اشاره 14
- نشانه های غافلان 14
- 1. کوردلی و ظاهربینی 14
- 2. لهوگرایی 15
- 3. هم نشینی با غافلان 16
- 4. هواپرستی 17
- الف) خداوند 19
- 1. مبدأ و معاد 19
- اشاره 19
- یک - نبود شناخت 19
- دو - تصور نادرست 21
- ب) مرگ 22
- ج) غفلت از وقوع قیامت 24
- د) بهشت و دوزخ 25
- یک - وقت 27
- الف) نعمت مادی 27
- دو - جوانی 28
- سه - همسر 30
- چهار - فرزند 33
- پنج - ثروت 35
- یک - قرآن 42
- ب) نعمت معنوی 42
- دو - اهل بیت علیهم السلام 44
- چهار - دولت صالح 49
- 3. خودفراموشی 50
- اشاره 50
- الف) خودشناسی و دیگر معرفت ها 51
- ب) غفلت از خود 52
- 4. دشمنان دین و سعادت انسان 53
- یک - شیطان 53
- الف) دشمن درونی 53
- دو - نفس اماره 56
- ب) دشمن بیرونی 58
- یک - دشمن خارجی 58
- دو - دشمن داخلی 59
- ج) دشمن اصلی و فرعی 61
- 5. سرمایه ملی 64
- الف) سرمایه مادی 64
- ب) سرمایه معنوی 66
- 6 . فرصت 68
- 7. محرومان 70
- 8 . جوانان 72
- 1. دنیا دوستی 75
- 2. شهوت گرایی 78
- 3. وسواس داشتن 80
- اشاره 81
- 4. هم نشینی با فاسدان 81
- ب) فراموشی معاد 82
- الف) نیکو شمردن بدی ها 82
- ج) بی توجهی به حیثیت اجتماعی 82
- د) جدایی از خوبان 83
- 5. هم نشینی با دنیامداران 85
- 6 . علاقه افراطی به خانواده 88
- 7. حب و بغض های جاهلانه 90
- 9. گرایش افراطی به اینترنت 97
- 10. فرهنگ سازی نادرست 99
- 11. کارهای بیهوده 103
- الف) زینت نمایی بانوان 105
- 12. آرایش های نامناسب 105
- اشاره 105
- ب) خودآرایی افراطی مردان 107
- 13. چشم و هم چشمی خانوادگی 108
- 14. بی توجهی به تربیت فرزند 110
- الف) انحراف های اعتقادی 110
- ب) اختلال عاطفی و جسمی 111
- ج) رفتار ناشایست 112
- فصل چهارم: راه کارهای غفلت زدایی 113
- الف) اندیشه ورزی 113
- 1. وظایف افراد 113
- ب) عبرت گیری 115
- ج) پندپذیری 117
- د) تلاوت قرآن و گوش سپردن به آن 122
- اشاره 122
- یک - شرایط غفلت زدایی قرآن 123
- دو - تحول آفرینی قرآن 124
- ه- ) نماز و یاد خداوند 126
- و) هم نشینی با نیکان 128
- ز) تغییر محیط زندگی 130
- اشاره 132
- 2. بیدارگری نهادهای مسئول 132
- الف) روحانیت 133
- ب) مطبوعات 135
- ج) آموزش و پرورش 136
- د) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی 137
- اشاره 138
- 1. تغافل از توهین دیگران 139
- 2. تغافل از امور خلاف عرف 140
- 3. تغافل درباره شاگرد 143
- 4. تغافل از حوادث و مصیبت ها 144
- پیشنهادهای کلی 146
- پیشنهادهای برنامه ای 147
- نقد رسانه در زمینه موضوع 149
- 1. غفلت از اخلاق 150
- غفلت های رسانه 150
- 2. غفلت در عرصه های فرهنگی 151
- ماجرای اول 152
- 3. غفلت در عرصه های سیاسی 152
- اشاره 152
- ماجرای سوم 153
- ماجرای دوم 153
- پرسش های کارشناسی 155
- پرسش های مردمی 155
- کتاب نامه 156
(آنان را) به دوستی مگیرید و هر کس از میان شما، آنان را به دوستی گیرد، آنان همان ستم کارانند. بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آورده اید و تجارتی که از کسادش بیمناکید و سراهایی را که خوش می دارید نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست داشتنی تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد» و خداوند گروه فاسقان را راهنمایی نمی کند.
این آیات هنگامی نازل شد که مسلمانان بر اثر فشار و شکنجه مشرکان مکه، مأمور به هجرت شدند. برخی که همسر و فرزند و بستگانی داشتند، نزد آنان می آمدند و با تحریک احساسات آنها می کوشیدند تا مانع این هجرت شوند. خداوند نیز مهاجران را از پیروی این افراد پرهیز داد.
در جریان فتح مکه، وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت به سوی آن شهر حرکت کند، حاطب بن ابی بلقه که مسلمانی مهاجر بود و همسر و فرزندانش را در آنجا باقی گذاشته بود، نامه ای به قریشیان نوشت تا آنها را از اراده پیامبر آگاه سازد و خداوند نیز راز او را فاش کرد. وقتی او را نزد پیامبر آوردند، حضرت دلیل این کار را جویا شد. او گفت: «ای رسول خدا، من به خدا و فرستاده او ایمان دارم و در دین خود تغییری نداده ام، ولی همسر و فرزندانم نزد اهل مکه هستند و عشیره ای هم ندارم که از آنها پشتیبانی کنند. من این کار را کردم تا قریش درباره آنها خوش رفتاری کنند».(1)
امام خمینی رحمه الله در نامه عرفانی خود به فرزند گرامی اش می نویسد: «شخص متعبّد و مورد وثوقی نقل می کرد که بر بالین محتضری رفتم. او گفت: ظلمی را که خدا بر من می کند، هیچ کس نکرده [است]؛ او مرا از این بچه هایم که با خون دل پرورش داده ام،
1- . السیره النبویه، ج 4، ص 41.