گزیده معراج السعاده صفحه 100

صفحه 100

هر که قانع شد بر مسند عزّت پای نهاد و هر که را خار طمع در دامن آویخت به چاه مذلّت افتاد. رفتن بر در خانه مردم بی مروّت و در پی حلوای شیرین

ناکسان گردن کج کردن، مایه خواری و زبونی است. عاقل عاقبت نگر هرگز تن به ذلّت نمی دهد:

نیرزد عسل جان من زخم نیش

قناعت نکوتر به دوشاب خویش

وقتی درویشی تنگدست به درخانه منعمی رفت و گفت: شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی؛ من نیز درویشم. خواجه گفت: من مالی نذر کوران کرده ام و تو کور نیستی. درویش گفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدایی آمده ام. این بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته از پی او به شتاب رفت و هر چند کوشید که چیزی به وی دهد قبول نکرد.

گر گدایی کنی از درگه آن کن، باری

که گدایان درش را سر سلطانی نیست

صفت بسیار پسندیده استغناء و بی نیازی از خلق ضدّ طمع است. این صفت باعث قرب به پروردگار می شود. غنای حقیقی داشتن مال و ثروت نیست، بلکه استغنای از خلق است. هرگاه بنده امور خود را به خدا واگذارد؛ خدا همه امور او را بر می آورد.

خداوند متعال می فرماید: اَلَیْسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ؛ «آیا خدا برای بنده اش کافی نیست» (زمر/ 36).

48. در بیان بخل

بخل صفتی است مذموم و نکوهیده و آن عبارت است از خودداری از بذل مال درجایی که بخشش باید کرد و این تفریط است: امّا جهت اسراف آن است که خرج کند درجایی که نباید خرج کرد که این جهت افراط است که خداوند متعال این هر دو جهت را دشمن دارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه