یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 11

صفحه 11

خودپرستی

چاره نداریم جز این که این «من» را بشکنیم. به قول ما فیس بعضی ها کم است و فیس بعضی ها زیاد است. می گویند: کسی قلابی داشت که با آن سنگ پرتاب می کرد. به هر طرف که سنگ می انداخت، به بینی یک بنده خدایی می خورد.

گفت: آقا چرا این قدر به بینی من سنگ می اندازی؟ گفت: بینی تو خیلی بزرگ است؛ من به هر طرف سنگ پرتاب می کنم، به بینی تو می خورد. هر چه می گوییم، به «من» او بر می خورد.

اگر حرفی به شما زدم، شما نارحت می شوید. چرا وقتی به دیگران همین را می گویم ناراحت نمیشوی؟ این حس من پرستی است. این، من محوری، خودخواهی و خودبینی است. این بت «من» است. تا این بت شکسته نشود، ریشه غضب از بین نمی رود.

عصبانیت ها برای این است که همیشه به فکر خود و منافع خود هستیم. مثلا اگر هزار ماشین به ته دره سقوط کند طوری نیست، ولی از من سقوط نکند. من گلیم خود را از آب بیرون بکشم، بقیه هر چه می خواهد بشود، بشود. این خیلی بد است؟

ریشه تمام رذائل، ریشه تمام عصبانیّت ها و گرفتاری ها، خودمحوری است. من محوری، خودخواهی و خودبینی است. ریشه، این بت بزرگ است. مثنوی می گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه