یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 123

صفحه 123

پندهای گناهکار به حضرت یحیی علیه السلام

حضرت یحیی پیغمبر معصوم است. به گناهکاری که در حفره رفته است و قرار است او را سنگسار کنند گفت: می شود مرا موعظه کنی؟ خیلی عجیب است! ما گناهکار را خورد می کنیم. او را ذلیل می کنیم. با زبان خود او را خوار می کنیم، ولی پیغمبر خدا به این گناهکار می گوید: می شود من را موعظه کنی؟ گفت: بله. و او را این چنین مؤعظه کرد:

لَا تُخَلَّیَنَّ بَینَ نَفسِکَ وَ بَینَ هَوشاهَا فُتُردِیَکَ؛ نفس خود را در کارها رها نکن که آزادانه هرچه را هوس کند انجام میدهد و این موجب سقوط تو میشود.

گفت: ای یحیی، هیچ وقت عنان نفس خود را رها نکن. نفس مثل اسب سرکش و چموشی است که اگر او را رها کنی، تو را به زمین می زند و نابود می کند. من گناهکار هستم، گرفتار شدم. نفس خود را رها کردم، هر چه دوست داشتم انجام دادم. الآن مرا به هلاکت انداخته است. نفس خود را کنترل کن، آن را رها نکن.

حضرت یحیی گفت: این کم است. «زِدنِی»؛ بیشتر مرا موعظه کن. گفت:

لَاتُعَبَرَنَّ خاطِئاً بِخَطِیئَهٍ؛ هیچ گاه گناهکاری را به خاطر خطایی که کرده است ملامت نکن. خطاکار را به خاطر خطایش سرزنش نکنید. اگر این زمین خورده است، خدا را شکر کن که من زمین نخوردم. خدا را شکر کن که خدا تو را حفظ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه