یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 186

صفحه 186

خیلی عجیب است! کسی که غلام و برده بود، او را خریدند و آزاد کردند و مسئولیّت بیت المال، مسئولیّت اذان گفتن، مسئولیت اعلانات را به او واگذار کردند. موقع اذان که می شد، می فرمودند:

أرِحنا یَا بِلَال؛(1) ما را راحت کن ای بلال!

ببین پیغمبر بلال حبشی را که یک برده سیاه چهره بوده، چقدر تکریم می کرده است. در فتح مکّه حضرت او را به بالای کعبه فرستادند، اذان بگوید. با این که صدای او هم چندان خوب نبود. اذان گفت. به قدری برای آنها که متکبر بودند و غرور داشتند سنگین بود که می خواستند دق کنند. گفتند: پیغمبر عجب سلیقه ای دارد. این کلاغ سیاه را بالای کعبه فرستاده است تا اذان بگوید.

عزیزان خدا

پیغمبر آمدند همین ها را خورد کنند. این توهمّاتی که برای خود درست کرده بودند در هم بشکنند. چه بسا این طور افراد پیش خدا خیلی عزیز هستند. به عزیزان خدا احترام بگذاریم.

مرحوم آقای دولابی می فرمودند: عزیز ما را آفریده و عزیز هم آفریده است. همه بندگان خدا عزیز هستند. هر بندهای با خدا سر و سرّی دارد. هم آن خدایی که ما را آفریده است، عزیز و بزرگ و غالب و عزتمند است و هم بنده های خود را عزیز آفریده است.


1- مفتاح الفلاح، ص182؛ بحار الأنوار، ج 79، ص193.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه