یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 285

صفحه 285

شرمندگی شهریار

ما بحمد الله شاعر خیلی زیاد داریم. شعرهای شیرین و عالی هم بسیار می گویند، ولی چطور می شود که بعضی از شعرا خیلی مشهور می شوند؟ در دلها، در زبانها، در چشم ها می آیند. باز در شعرهای آنها بعضی از شعرها بسیار مشهور می شود. این اسراری دارد.

در حالات مرحوم سیّد محمّدحسین شهریار که شاعر توانمند و زبردستی بوده است، نقل کردند که ایشان می گوید: شب قدر بود. دلم خیلی گرفته بود. دست خود را خالی میدیدم. دلشکسته بودم. خود را ناچیز حساب می کردم. گناهان خود را می دیدم. حالت شرمندگی و افتادگی فوق العاده ای داشتم. گفتم: خوب می روم مراسم احیا شرکت می کنم و یک مقداری آه و ناله و گریه می کنیم و خدا به ما لطف عنایت می کند.

می گوید: تا در مسجد رفتم. این قدر خود را آلوده و گناهکار و پست و بد می دیدم که گفتم: از آلودگی من ممکن است بقیه هم آلوده شوند. مثل یک کسی که لباس و بدن او این قدر بر می دهد، این قدر چرک و کثیف است که خجالت می کشد در یک مجلس برود. من این احساس را داشتم. گفتم: این قدر من گناهکار و شرمنده هستم که می ترسم رفتن من باعث شود دعای بقیه هم مستجاب نشود. آن فیضی که خدا می خواهد به اینها بدهد، به خاطر وجود زشت و پلید من به آنها هم ندهد.

این باعث شد که من با کمال شرمندگی برگردم، ولی دل شکسته بودم. به خانه آمدم. زانوی غم را بغل کردم و همین طور حالت شرمندگی داشتم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه