یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 31

صفحه 31

کوچک تر هستم، من از این آقا کوچکتر هستم، من از این همکار کوچکتر هستم، من از این شاگرد و سرباز هم کوچکتر هستم. این نگاه باعث می شود از آن منیت دور بشویم.

اگر من یک سر و گردن خود را پایین آوردم، توقّع ها کنار می رود. اگر به من بی احترامی کردند، ناراحت نمیشوم. چون من کوچک هستم.

اگر یک بچه وارد جلسه ای شود و کسی به او سلام نکند، جایی برای او باز نکند، او را تحویل نگیرد، ناراحت نمی شود. چون خود را کوچک می بیند. ولی اگر آقای مدیر کل آمد، اگر آقای حجه الاسلام آمد، اگر آقای استاد دانشگاه آمد و برای او بلند نشدند، دست بالا نکردند، جای بالایی به او ندادند، اوّل دعوا و منازعه است!

وقتی من خود را پایین دیدم، کوچک دیدم، این قدر دعوا درست نمی کنم. دعوا برای این است که من خود را یک سر و گردن بالا می بینم.

نگاهی که تکبر را می برد

با این نگاهی که امام حسین علیه السلام فرمودند، تمام منازعه ها حل می شود. خانواده ها دیگر با هم درگیر نمی شوند. من کوچک شما هستم. وقتی من کوچک شما باشم، دیگر دعوا ندارم. وقتی همیشه خود را به دیگران بدهکار بدانم، توقع و گلایه ها کنار می رود. دیگر منت نمی گذارم. من کوچک هستم، اگر شما هدیه من را قبول کنید، بر من متت می گذارید. و من دیگر خود را طلبکار نمی بینم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه