یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 336

صفحه 336

نبودیم. یا اگر پول و مقام و ریاست داشتیم، باخدا کاری نداشتیم. برای کسانی که فراری هستند، بلاها تیرهای خداوند است، تا آنان را شکار کند. حافظ می گوید:

از دستش جان نشاید برد کز هر سو که می بینم

کمین در گوشه ای کرده است و تیری در کمان دارد

خداوکیلی چه کسی توانسته است از دست خدا فرار کند؛ کدام فرعون، کدام نمرود، کدام قارون؟ کدام یک توانستند پیر نشوند، بیمار نشوند؟ در دعای جوشن کبیر میخوانیم:

یَا مَن لَا مَفَرَّ إِلَّا إِلَیهِ یَا مَن لَا مَفزَعَ إِلَّا إِلَیهِ یَا مَن لَا مَنجَی مِنهُ إِلَّا إِلَیهِ؛ ای آن که جز درگاهت گریزگاهی نیست؛ ای آن که غیر لطفت پناهی نیست؛ ای آن که جز درگاه رحمتت راه نجاتی نیست. کسی نمی تواند از دست خدا فرار کند. همه جا حکومت اوست. چون نمی توانیم فرار کنیم، پس بهتر است از اول تسلیم او شویم. مثل انبیا و اولیای خدا باید به عزت و لطف و عنایت او پناه برد. اشقیا و معاندین مدام درگیر شدند، جان به سر شدند، آخر هم در آتش جهنم می سوزند. تا تسلیم نشوند، جهنّم است. تسلیم که شدند می شود بهشت.

کسی که می خواهد برگردد، به کجا می خواهد برگردد؟ خدای دیگری هست؟ حکومت دیگری هست؟ جای دیگری هست که از این خدا فرار کنیم و پیش او برویم؟ مثنوی شعر قشنگی دارد. می گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه