یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 41

صفحه 41

میدادند. گاهی حضرت را برای یک پاچه گوسفند یک فرسخ راه می بردند.

پیغمبر صلی الله علیه وآله چند رقم غذا نمی خوردند. غذای ایشان خیلی ساده بود. اگر چند رقم غذا هم می آوردند، می فرمودند: من خوردن چندگونه غذا را حرام نمی کنم، ولی برای خدا تواضع می کنم و نازل ترین آنها را استفاده می کنم. اگر پیغمبر به پست ترین غذاها دعوت می شدند، به راحتی اجابت می کردند.

فرمودند:

یا عَلُِّ لَؤ اُهدِیَ اِلَیَّ کُراعُ لَقَبِلتُ وَ لَو دُعیتُ اِلی ذِراعٍ لَاَ جَبتُ ؛(1)یا علی، اگر پارچه گوسفندی به من اهدا شود قبول

می کنم، و اگر به ذراع و رانی دعوت شوم اجابت خواهم کرد.

ورود پیامبرصلی الله علیه وآله به مدینه

پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله در شب اوّل ربیع الاول، همان لیله المبیت، از مکَه حرکت کردند و روز پانزدهم ماه به همراه امیر المؤمنین علیه السلام وارد مدینه شدند. وقتی وارد شدند، همه درخواست می کردند به منزل ما بیایید. بزرگان، ثروتمندان، قشرهای مختلف مردم مدینه خواهان آمدن پیغمبر به منزل خویش بودند. حضرت فرمودند: «ناقَتِی مَأمُوره؛شتر من مأمور است.» به امر الهی هر جا برود، من آنجا می روم.(2)الصراط المستقیم، ج 2، ص 83(3)

در روایت آمده است: این شتر به امر الهی آمد و در خانه ابو ایوب


1- مکارم الاخلاق، ص 439وسائل الشیعه، ج 17، ص 289؛بحارالنوار ؛ج74ص54
2-
3-
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه