یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 48

صفحه 48

مرحوم حاج آقای دولابی این حدیث را زیاد می خواندند. می فرمودند: این زبان بسته حق داشت. پیغمبر سوار من هم بشود، من هم جفتک می اندازم. اول شخصیت عالم پشت آدم سوار شود. اگر این الاغ تبدیل به براق می شد، حق داشت. براق مرکبی بود که پیامبر خدا با آن به معراج رفتند.

این هم نکته زیبایی است که پیغمبر همین اندازه که شانه هایشان بالا و پایین می رفت، خجالت می کشید. یعنی احساس این که در مقابل هست حقیقی باید نیست شد، موجب می شود که انسان گردن خود را هم بالا نیاورد. شانه های او هم تکان نخورد. یعنی آرام آرام باشد. حضرت در راه رفتن بسیار سر به زیر، باحیا و افتاده حال بودند.

شلوغ کاری نفس

مثنوی اینجا یک گریزی می زند. می گوید: اگر نفس شما شلوغ کاری کرد، بگویید: خدایا، ما شلوغ کار نیستیم، خدایا، ما نمی خواهیم گناه و معصیت کنیم، این نفس ماست. این الاغ است.

ای شهنشاه و خداوند و امیر

من نگفتم نفس من گفت آن مگیر

اگر هم یک وقت شلوغ کاری دیدید، به نفس خود نسبت بدهید. بگویید: خداوکیلی من قصد مخالفت با تو را ندارم. این شلوغ کار اینجاست خدایا، کاری کن آرام بشود.

امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه عرضه می دارد: اگر من گناه می کنم، قصد مخالفت ندارم، این هوی و هوس است که غالب می شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه