یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی صفحه 69

صفحه 69

«أَمَّا السَّفینَهُ»؛ اما این کشتی مال مساکین و افراد فقیر و درمانده ای بود. غاصبی بود که کشتی های خوب را می گرفت. امر دایر بود که کلّ سرمایه آنها از بین برود، یا سرمایه آنها آسیب ببیند، ولی محفوظ بماند.

غاصب نگاه کرد، دید این کشتی سوراخ شده و خوب نیست. گفت: این را رها کنید. اگر کشتی سالم بود، کلّ آن از بین می رفت. من به امر خدا این کار را کردم.

«وَ اَمَّ الغُلامُ»؛ امّا این بچه بچه ای بود که خیلی نفس قوی و شروری داشت. اگر زنده می ماند، پدر و مادر خود را هم گمراه می کرد.

بعضی ها پدر و مادر خود را هم گمراه کرده اند؟ مثل عبدالله زبیر. حضرت امیر علیه السلام می فرماید:

مَا زَالَ الزُّبیرُ رَجُلاً مِنَّا أَهلَ البَیتِ حَتَّی نَشَأَ ابنُهُ المَشئُومُ عَبدُ الله:(1) همواره زبیر از ما اهل بیت بود تا وقتی که پسر شوم او عبدالله پدید آمد. این عبدالله پدر خود را هم گمراه کرد. جنگ جمل را به پا کرد و هجده هزار نفر را به کشتن داد. ای کاش این فرزند او اصلاً به دنیا نمی آمد، یا از دنیا می رفت!

حضرت خضر گفت: این کودک اگر بزرگ می شد، پدر و مادر خود را گمراه می کرد. امر خدا بود، خدایی که مالک و صاحب اختیار است. فرمود:


1- نهج البلاغه، حکمت 453.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه