حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 176

صفحه 176

اصحاب هم در اثر سؤال های زیاد تکالیف بیشتر برای مردم درست کرده اند.

از شکیات سؤال کردند. ائمه علیهم السلام جواب دادند.مهر امین هم همه شکیات را باطل کرد و مردم راحت شدند.

برای سؤال هایی که کردند، تکالیف شاق برای مردم آمد. بزرگی می گفت: اگر نماز است شک نیست. اگر شک آمد دیگر نماز نیست. چند دقیقه را انسان باید با خداوند باشد. حرف قشنگ و درستی است.

وقتی حضرت مهدی علیه السلام ظهور بفرمایند، علومی می آورند که همه چیز را به هم می زنند. همه مردم راحت می شوند.

بعضیها وسواس دارند. این بدعت است. زیر دوش حمام دو ساعت آب می ریزند. اسراف کردن حرام است. یک وسواسی خانواده ای را به زحمت می اندازد. این همه آب می ریزد و گناه کبیره مرتکب می شود.

جدل خوب نیست. مگر جدل احسن. یعنی طرف دنبال حق و حقیقت باشد.

دو نفر پهلوان با هم جایی می رفتند. یکی از آنها روی الاغ سوار بود و دیگری پیاده. آن پیاده گفت: با تبر به کمر تو میزنم. سواره هم گفت: می آیم پایین استخوانهای تو را می شکنم. با هم بحث و درگیری پیدا کردند تا این که سواره پیاده شد. گفت: خوب بگو ببینم چه می خواهی بکنی؟

گفت: من با تو هیچ حرفی ندارم. هر چه تو می گویی درست است. آن موقع چون تو سواره بودی من حرف داشتم. حالا که پیاده شدی، مشکل حل شد. مثل همدیگر هستیم. همه اختلافات همین طور است. یکی می خواهد سواره باشد، در حالی که دیگری پیاده است. اگر هر دو پیاده باشند، بحث تمام می شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه