حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 205

صفحه 205

خیلی اهل ذکر و خلوت بوده می گوید: یک نیمه شبی شخصی به در اطاق من آمد و به من گفت: من یکی از فرشته های رحمت هستم. آمده ام به تو خبرهایی را بدهم که نمی دانی.

این طلبه می گوید: تا یک سال این شخص می آمد و خبرهای درستی را هم برای من می آورد و من صاحب کشف و کرامت هم شدم. بعد از یک سال این فرشته رحمت به این طلبه می گوید: هر چه امتحان دادی قبول شده ای. یک امتحان دیگری داری. اگر از این امتحان هم موفق شوی، چیزهایی را که نمیدانی برای تو می گویم.

به این طلبه می گوید: این شمشیر را بگیر و برو در خانه فلان آیت الله و سر او را ببر و برای من بیاور. این طلبه هم شمشیر را می گیرد و نیمه شب می آید در خانه آیت الله. در که می زند پیش خود فکر می کند اگر او را بکشم فردای قیامت جواب خداوند را چه بدهم؟! بعد که آن آیت الله می آید، یک مسأله را سؤال می کند و بر می گردد.

وقتی به اطاقش می آید متوجه می شود که آن فرشته خیلی ناراحت است. به این طلبه می گوید: مردود شدی. ولی فردا شب باز می توانی بروی این کار را انجام دهی. فردا شب و پس فردا شب هم این کار را نمی کند. فرشته خیلی ناراحت می شود. به او می گوید: پس من سراغ سید محمد علی باب می روم. بعد از مدتی سید محمد علی ادعای نیابت امام زمان علیه السلام را می کند. بعد هم گفت: اصلا من خود امام زمان علیه السلام هستم.

ریاضت های غیر شرعی

شخصی از مشهد آمده بود که از ذهن افراد خبر می داد. یکی از بزرگان به او گفته بود: از کجا می فهمی؟ پاسخ داده بود: من خودم مطلب خودم را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه