حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 47

صفحه 47

مسافرت ماشین آنها به ته دره می افتد و هر دو نفر از دنیا می روند و یک بچه زنده از آنها می ماند.

یک شخص خیری این بچه را بر می دارد و با زحمت های زیاد از دره بیرون می آورد و به عنوان فرزند خودش به بیمارستان می برد. بعد بزرگ می کند و او را به مدرسه و دانشگاه می فرستد و بعد هم مخارج ازدواج او را فراهم می کند. به او هم نمی گوید من پدر تو نیستم.

خداوند برای ما پدر و مادر مهربان قرار داده است. وقتی فرزند آه می کشد، مادر و پدر دلشان می لرزد. کسانی که شکر واسطه های خلقت را نمی کنند، شکر خداوند را نکرده اند. اگر پدر خودش را به این بچه سر راهی معرفی کند، نمی تواند چنین پدر نیکوکاری را دوست نداشته باشد.

امامان ما هم که پدران حقیقی ما هستند، به خاطر ما به این عالم آمدند. اگر انسان ها و تکامل و رشد آنها نبود، خداوند آنها را پیش خودش می برد.

خود درک کردن نعمت هم شکر نعمت است. اگر انسان نعمت ها را درک کند، خدا را دوست می دارد؛ چون تمام نعمتهای خداوند ابتدایی است، نه استحقاقی، یعنی بدون این که ما مستحق آن باشیم، به ما عطا فرموده است.

دیدم که جانم می رود

چون قبر حضرت علی اکبر علیه السلام در پایین پای پدر بزرگوارش قرار دارد، لذا قبر شش گوشه دارد. امام حسین علیه السلام حضرت علی اکبرعلیه السلام را بسیار دوست می داشت. حضرت علی اکبر بزرگتر از امام سجاد علیه السلام بودند. قیافه نازنین او شبیه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بود. حتی تن صدای او هم شبیه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه