حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 87

صفحه 87

در حرم امیر المؤمنین علیه السلام یک زائری فریاد می زند جیب من را خالی کردند. سراغ حاجی اعور را می گیرند. متوجه می شوند پول پیش او نیست. بعد از او می پرسند. می گوید: جیب او را زدم. گفتم اگر پیش خود نگه دارم، متوجه می شوند. در جیب یک آیت الله گذاشتم. بیرون که رفت. رفتم جیب او را زدم.

فریب دنیا

ظاهر دنیا فریبنده است. خیلی از پول دارها به خاطر همین پول به گوشه زندان می روند. اگر خداوند به شما نداده، باید شکر خدا را بکنید. باید به خداوند بگوییم: اللهم أخرج حب الدنیا من قلبی؛ خدایا، حب دنیا را از دل من خارج کن! نباید گول دنیا را خورد. اهل دنیا با امام حسن علیه السلام چه کردند؟! پول های معاویه آن ها را بیچاره کرد. برای همسر امام مجتبی علیه السلام پول فرستاد. زهر هم به او داد. گفت: تو را عروس خودم می کنم.

معاویه برای سران لشکر امام حسن علیه السلام پول های زیاد فرستاد. آن ها به معاویه گفتند: هر وقت بخواهی و دستور بدهی امام را دست بسته تحویل تو می دهیم. امام حسن مجتبی علیه السلام خیلی مظلوم است. خطیب شامی جلوی روی امام مجتبی علیه السلام بالای منبر می رفت و به امیر المؤمنین علیه السلام توهین می کرد. امام مجتبی علیه السلام حلم می ورزید. معاویه افرادی را از شام به مدینه می فرستاد تا امام حسن علیه السلام را دشنام دهند. حالا هم قبر نازنینش در بقیع مظلوم است. آن زن ملعونه فریب وعده های دروغ معاویه را خورد. زهر را درون آب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه