نجاه المؤمنین (در اصول دین و اخلاق) صفحه 169

صفحه 169

چند چیز است:

اول: عداوت و بغضا.

دویم: حب ریاست و طلب جاه و مال؛ زیرا که به گمان خود، وجود نعمت را در غیر، منافی غرض و مطلوب و محبوب خود می داند؛ مثل این که وجود عالم مطاعی را در بلدی یا قریه ای یا محله ای منافی با ریاست و مطاع بودن خود می داند، لهذا تمنای فقدان او را می کند؛ و هکذا.

سیم: خوف از فوت غرض و مطلوب است؛ مثل حسد بردن زوجات متعدده بر یک دیگر.

چهارم: تکبر است؛ زیراکه حاسد هرگاه متکبر بر شخصی شد می خواهد که آن شخص مطیع و منقاد و ذلیل او باشد، و چون نعمتی به او رسد گمان کند که او دیگر متحمل تکبر او نخواهد شد؛ و به این جهت حسد به او می برد و تمنای زوال نعمت از او می کند.

پنجم: تعزز است؛ به این معنا که بر او گران باشد که یکی از امثال و اقران او یا شخصی که از او پست تر باشد از او بالاتر شود یا به مرتبه او برسد، و چنان گمان کند که اگر آن شخص را ثروتی یا عزتی حاصل شود بر او تکبر خواهد کرد و او را حقیر خواهد شمرد، و او طاقت تحمل او را ندارد؛ پس به این جهت تمنای زوال نعمت و عدم وصول نعمت را به او می کند.

ششم: تعجب و استبعاد است در وقتی که محسود در نظر حاسد حقیر و پست باشد و نعمت عظیم باشد؛ پس تعجب کند که مثل این نعمت به مثل این شخص برسد، و به این سبب بر او حسد برد و تمنای زوال نعمت از او نماید.

هفتم: خباثت نفس است؛ به این معنا که به سبب بد ذاتی و بد طینتی،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه