نجاه المؤمنین (در اصول دین و اخلاق) صفحه 194

صفحه 194

است از علم، بدون اعتقاد به این که عالم است؛ و مراد به ثانی، خلو نفس است از اعتقاد یا اعتقاد به خلاف واقع، با اعتقاد به این که می داند و حق را فهمیده است؛ پس او نمی داند و نمی داند که نمی داند.

و جهل بسیط در اول امر مذموم نیست؛ زیرا که علوم انسان حادث است و تعلم موقوف بر آن است، و مادام که شخص مذعن و معتقد به جهل نباشد درصدد تحصیل آن بر نمی آید. و مذموم از آن، ثبات و بقا بر آن است. و آن از اعظم مهلکات است؛ پس باید که کمال سعی را در ازاله آن نموده و نهایت اهتمام در معالجه این مرض مهلک نماید.

(علاج جهل)

و علاجی علمی به این طریق است که متذکر شود اموری را:

اول: آن که متذکر شود چیزی را که دلالت بر قبح و نقص آن می کند عقل، و آن این است که تمیز ما بین انسان از سایر حیوانات به علم و ادراک امور کلیه است نه به (قوای) حسیه و قوه غضبیه و شهویه و صورت و نحو آنها، و نه به ادراک امور جزئیه؛ زیرا که این امور اختصاصی به انسان ندارد بلکه قدر مشترک اند میان انسان و سایر حیوانات. پس اگر شخص خالی از علم و ادارک باشد با سایر حیوانات فرق ندارد بلکه پست تر از آنها خواهد بود، چنان چه در آیه شریفه اشاره به آن شده:

«أولئک کالا نعم بل هم أضل»(1) ؛

(اینان به سان چارپایان اند بلکه گمراه تراند).

بلکه بعضی تصریح نموده اند که جاهل فی الحقیقه انسان نیست، و اطلاق انسان بر او به طریق حقیقت نیست بلکه به عنوان مجاز است، به اعتبار


1- اعراف، آیه 179.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه