نجاه المؤمنین (در اصول دین و اخلاق) صفحه 79

صفحه 79

خدای تعالی مردود است .

دویم: آن که او را باید بد دارد و با او بغض داشته باشد؛ چه خدا فاسق را بغض دارد، و هر که را خدا را بغض دارد، برای خدا باید با او بغض داشت.

سیم: آن که او را منع کند؛ چه نهی از منکر واجب است.

چهارم: آن که تفحص و تجسس آن سخن نکند؛ چه جناب الهی نهی فرموده از تجسس، بقوله تعالی: (ولا تجسّسوا)(1)

پنجم: آن که به قول او، به آن مؤمن بدگمان نشود، که گمان بد به مؤمنان معصیت است و ایمان را در دل میگدازد مثل نمک در آب.

ششم: آن که بر خود ایمن نباشد؛ چه هم چنان که امروز بد دیگری را پیش او می گوید، تواند که فردا به اندک تغیر و آزردگی، بد او را پیش دیگری بگوید.

هفتم: آن که این حرف را از او نقل نکند و نگوید: فلان کس چنین و چنان گفت، که اگر چنین کند او هم مغتاب و نمّام باشد.

گویند: روزی مردی به دیدن حکیمی رفت و بدِ کسی را گفت. آن حکیم گفت که دیر آمدی و سه بد سوغات آوردی:

یکی: آن که دوست مرا در نظرم بد کردی.

دویم: آن که خاطر فارغ مرا مشوش کردی.

سیم: آن که خود را که پیش من امین بودی بی اعتبار کردی.

و بعضی از علما گفته اند که هر گاه شخصی غیبت شخصی کند و ما ندانیم که آن شخص استحقاق غیبت دارد یا نه؟ جایز نیست که غیبت کننده را نهی کنیم و حکم به فسقش کنیم؛ زیرا که اقوال و افعال مسلمانان محمول بر صحت است، و گاه باشد که غرض صحیحی در این غیبت داشته باشد و


1- حجرات، آیه 12.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه