نجاه المؤمنین (در اصول دین و اخلاق) صفحه 81

صفحه 81

پس چند چیز است:

اول: تشفّی غیظ است؛ چه هرگاه از شخصی آزرده باشی و بر وی خشم گیری و او حاضر نباشد، در این وقت به مقتضای طبع، زبان به مذمت او می گشایی تا به آن وسیله غیظ خود را فرو نشانی.

دویم: عداوت و کینه است که با کسی دشمنی داشته باشی و از راه عداوت، بدی او را ذکر کنی.

سیم: حسد است؛ چنان که مردم کسی را تعظیم و تکریم کنند یا او را ثنا و ستایش گویند و تو از راه حسد متحمل آن نتوانی شد، و به این سبب مذمت او کنی و عیوب او را ظاهرسازی.

چهارم: محض مزاح و مطایبه نمودن و اوقات را به خنده و لهو و لعب گذرانیدن به ذکر احوال و افعال مردم، بدون قصد اهانت و خواری رسانیدن.

پنجم: قصد سخریت و استهزاء چنان چه در حضور می شود و در غایبانه نیز می شود.

ششم: فخر و مباهات است؛ یعنی اراده کنی که فضل و کمال خود را ظاهرسازی به وسیله پست کردن غیر؛ چنان که گویی: فلان کس چیزی نمیداند، یا رشدی ندارد، تا به خیال دیگران اندازی که تو از او بالاتری.

هفتم: این که امری قبیح از کسی صادر شده باشد و آن را به تو نسبت داده باشند و تو خواهی از خود دفع کنی، گویی: من نکرده ام و فلان کس کرده.

هشتم: آن که تو را نسبت دهند به امر قبیحی که خواهی قبح آن را برطرف کنی، از این جهت میگویی: فلان شخص هم ربا میگیرد و هم مال حرام می خورد.

نهم: موافقت و هم زبانی با رفیقان؛ یعنی چون هم صحبتان خود را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه