اخلاق نظامی و انتظامی صفحه 200

صفحه 200

هوشیاری به فرافکنی مجرم

گاهی اوقات، مجرم برای تبرئه و تنزیه خود، جرم را گسترش می دهد تا آن را عادّی جلوه دهد؛ چنانکه زلیخا برای تبرئه خود از عمل خلاف و اینکه دلباخته برده ای شده بود، زنان مصر را در مجلسی گرد آورده و به هر کدام چاقویی داد و هنگامی که میهمانان مشغول پوست کندن میوه ها شدند، یوسف را وارد مجلس کرد تا با دیدن زیبایی یوسف، حق را به زلیخا بدهند. آنان با دیدن جمال زیبا و دلربای یوسف، از خود بی خود شده و ناخودآگاه دستان خود را بریدند. قرآن چه زیبا بیان کرده است:

«فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکأً وَ آتَتْ کلَّ واحِدَهٍ مِنْهُنَّ سِکیناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَیهِنَّ فَلَمَّا رَأَینَهُ أَکبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیدِیهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَک کرِیمٌ»(1)

پس چون (همسر عزیز) نیرنگ (و بدگویی) زنان (مصر) را شنید، (کسی را برای دعوت) به سراغ آنها فرستاد و برای آنان (محفل و) تکیه گاهی آماده کرد و به هر یک چاقویی داد (تا میوه میل کنند) و به یوسف گفت: «بر زنان وارد شو.» همین که زنان او را دیدند، بزرگش یافتند و دست های خود را (به جای میوه) عمیقاً بریدند و گفتند: «خداوند منزّه است؛ به درستی که او بشر نیست، بلکه فرشته ای بزرگوار است.

اهمیت اقرار مجرم

در قضاوت، تنها به علم خود تکیه نکنیم، بلکه از مجرم نیز اقرار بگیریم و با سؤال و جواب، منشأ جرم و روحیات مجرم را برای همه روشن کنیم. چنانکه در ماجرای نافرمانی ابلیس از فرمان خداوند، از او پرسیده شد: «یا إِبْلِیسُ ما لَک أَلَّا تَکونَ مَعَ السَّاجِدِینَ»(2)؛ «ای ابلیس! چه شد که تو همراه سجده کنندگان نیستی؟»


1- . یوسف، 31.
2- . حجر، 32.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه