اخلاق نظامی و انتظامی صفحه 31

صفحه 31

کلمه "نَکالَ" به معنای "امر بازدارنده" است. قوانین جزایی اسلام، برای بازدارندگی است، نه انتقام جویی. "نَکالَ" به عقوبتی گفته می شود که مایه عبرت دیگران باشد.

در این آیه، ابتدا مرد دزد، سپس زن دزد مطرح شده است؛ ولی در آیه دوم سوره نور که حکم زنا بیان شده، ابتدا زن زناکار، سپس مرد زناکار یاد شده است؛ شاید به خاطر آن است که در سرقت، نقش مردِ خلافکار بیشتر است و در زنا، نقش زنِ خلافکار.

از مرحوم سید مرتضی علم الهدی (از علمای هزار سال قبل) پرسیدند: «چرا دستی که پانصد مثقال طلا دیه دارد، به خاطر یک چهارم مثقال دزدی، قطع می شود؟» پاسخ فرمود: «"امانت"، قیمت دست را بالا می برد و "خیانت"، ارزش آن را می کاهد.» طبق روایات، مقدار قطع دست، چهار انگشت است و باید انگشت شست و کف دست باقی بماند. مقدار مالی هم که به خاطر آن، دست دزد قطع می شود ، باید حداقل به قیمت یک چهارم دینار (یک چهارم مثقال طلا) باشد. مال هم باید در مکان حفاظت شده باشد، نه در جایی مثل کاروانسرا، حمّام، مسجد و اماکن عمومی. سارق نیز باید از قانون قطع دست مطلع باشد،

وگرنه دست او قطع نمی شود. همچنین، اگر کسی در سال های قحطی، از روی اضطرار، مواد غذایی را سرقت کند، دستش قطع نمی شود. البتّه در تمام مواردی که دست قطع نمی شود، کیفرهای دیگری در کار است که تفصیل آن در کتب فقهی آمده است.(1)

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم بدترین نوع سرقت را سرقت از نماز و ناقص انجام دادن رکوع و سجود دانسته اند.(2)

اجرای این احکام، نیاز به حکومت و قدرت و نظام و تشکیلات دارد، پس اسلام، دین حکومت و سیاست است. اسلام، قبل از بریدن دست، بر اهمیت و لزوم کار و اداره زندگی فقرا از طریق بیت المال و بستگان نزدیک و قرض الحسنه و تعاون و ... تأکید می کند؛ ولی


1- . تفسیر صافی، ذیل آیه.
2- . تفسیر قرطبی، ذیل آیه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه