نگهبانان قدرت صفحه 111

صفحه 111

فصل 5: افغانستان: بگذارید علف بخورند

نرمال سازی امر باورناپذیر

ادوارد هرمان (تحلیل گر رسانه ای آمریکایی) زمانی نوشت: «کارکرد روشن فکران و سایر کارشناسان مدافع آن است که امر باورناپذیر را برای عامّه، نرمال سازی کنند.» (1) برای نرمال سازی امر باورناپذیر، حتی از کریه ترین جنایات قدرتِ دولت-بنگاه به سادگی عبور می شود، در شدت آن جنایات تردید می شود (بدین تلویح که هدف وسیله را توجیه می کند، که سایر اقدامات می توانست پیامدهای وخیم تری داشته باشد)، و همانند نور لیزر، جنایات دشمنان رسمی در کانون توجه قرار داده می شود.

در زیر این بی توجهی، یک واقعیت بنیادین قرار دارد: اینکه درد و رنج مردم فقرزده و قهوه ای پوستِ جهان سوم چندان برای روزنامه نگاران نخبۀ بنگاهی اهمیت ندارد. بعلاوه، همان طور که در فصل 1 بحث کردیم، رنج جهان سوم نمی تواند چندان حائز اهمیت باشد: چرا که موفقیت رسانه های بنگاهی اساساً به روابط مثبت با مراکز بزرگ قدرت سیاسی و اقتصادی وابسته است. روزنامه نگاران، همانند سایر مدیران بنگاهی، قانوناً متعهدند که این ملاحظات را در اولویت قرار دهند. هنر موفقیت جریان اصلی روزنامه نگاری آن است که بدون جلب توجه عامّه، کار کند.

برای بخش عمدۀ رسانه ها، جنگ افغانستان با سقوط کابل در 13 نوامبر 2001 پایان یافت. طبق معمول، جنایات شنیع دیگران، و نیاز ما به نابود کردن طالبان و القاعده، در کانون توجه گزارشات قرار گرفت. با دست یابی (به بخشی از) این هدف، روزنامه نگاران یک «موفقیت بشردوستانۀ دیگر» را اعلام کردند و از آن گذشتند. ناگهان جنگ به «اخبار [سوختۀ] دیروز» تبدیل شد، هرچند برای شهروندانی که در ادامۀ بمباران ها کشته می شدند این گونه نبود. آن داستان متفاوت (بهایی که مردم افغانستان برای «پیروزیِ» ما می پرداختند) تهدیدآمیز بود چرا


1- «ابتذال شر»: www.informationclearinghouse.info/article7278.htm
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه