نگهبانان قدرت صفحه 204

صفحه 204

«تغییر پوپولیستی» است که می تواند «ساختارهای سنتی قدرت، که متحد دیرباز ایالات متحده بوده اند، را به هم بریزد.» (1)

مشکل اصلی آن بود که هواداران ساندینیستا سعی داشتند یوق فقر خُردکننده را از گردن فقرای یک کشور کوچک آمریکای مرکزی بردارند. موفقیت آنها می توانست موجی از امید میان سایر مردم فقیر منطقه برانگیزد که بالقوه هزینۀ سنگینی برای بنگاه های غربی ای داشت که از ناامیدی این مردم [درباره امکان پیروزی بر سلطه آمریکایی ها] سودآفرینی می کردند. واقعیتِ «تهدید یک الگوی خوبِ» نیکاراگوئه همین بود. مارک کورتیس این گونه توضیح می دهد:

هدف اصلی ایالات متحده در جنگ علیه نیکاراگوئه، قصۀ تخیلیِ پیش گیری از ایجاد «پایگاه شوروی» در آمریکای مرکزی یا جلوگیری از سلطۀ شوروی بر دنیا نبود... بلکه مشخصاً تخریب این «تهدیدِ یک الگوی خوب» بود. پس آن جنگ، تداوم اولویت های سنتی سیاست خارجی ایالات متحده بود. (2)

و این همان دهشت تمام عیار سیاست ریگان در آمریکای مرکزی است: وحشت آفرینی در میان مردم فقرزده برای وادار کردن ایشان به پذیرش وضع موجودی که آنها را به یک زندگی مصیبت بار اما سودآفرین [برای بنگاه های آمریکایی] محکوم می کرد.

یک مؤلفۀ حیاتی این وحشت، سکوت سادۀ رسانه ها است: روزنامه نگاران ثروتمند غربی دست به شکنجه و قتل نمی زنند، اما شکنجه و قتل بدون هم دستی آنها امکان پذیر نبود. به همین دلیل است که روزنامه نگاران برجسته، دستمزدهای سنگین می گیرند. حتی خریدن روح های روزنامه نگاران نیز چندان ارزان تمام نمی شود و قمار پرخطری است.

این سکوت کشنده، شکل های مختلفی به خود می گیرد. پس، همان طور که اشاره شد، دیوید ارانویچ حمله به نیکاراگوئه را بخشی از «جنگ نیابتی میان دو ابرقدرت صاحب قدرت و نفوذ» می نامد. در واقع، این جنگ فقط


1- نقل قول در: همان، صفحۀ 137.
2- «ابهام های قدرت»، صفحۀ 165.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه