نگهبانان قدرت صفحه 235

صفحه 235

مطرح اند، اما مشخصاً فکر نمی کنم که نکتۀ «تبلیغات» مسئلۀ خوبی باشد. سال ها قبل مبارزه ای طولانی با فورد داشتیم چون به خاطر یک مقالۀ انتقادی از این شرکت، (فکر کنم) 10 سال از تبلیغ دادن اجتناب کرد. از آن زمان تا کنون، شرکت ها به صورت کتبی خواستار برکناری روزنامه نگارهای مختلف شده اند، از جمله خود من، و گاردین این تقاضاها را نادیده گرفته است. در پنج سال گذشته هیچ شرکتی را یادم نمی آید که به خاطر مقاله های انتقادی، تبلیغات خود را بیرون کشیده باشد؛ و در درون روزنامه هم هیچ روزنامه نگاری را نمی شناسم که به خاطر تبلیغات، انتقاد خود را کنار گذاشته باشد، چه رسد به آنکه مدیریت چنین تقاضایی از او بکند. البته این بدین معنا نیست که ما وابستگی شدید به تبلیغات نداریم؛ بله، داریم.

تعداد زیادی روزنامه نگار اینجا هستند، مثل مردم در هر جای دیگر، که سعی می کنند به تأثیر زودهنگام اقلیم بر زندگی و کودکان شان فکر نکنند، یا واقعاً این پیام را نگرفته اند. کسان دیگری هم هستند که می گویند برای راضی نگه داشتن خوانندگان به مجموعه ای از اخبار و مقالات نیاز داریم که انعکاس منافع آنها باشد. همان طور که فکر کنم پیش تر هم گفته ام، ما برای بقای خود باید از لحاظ تجاری دوام بیاوریم.

اگر همچنان روزنامه را بخوانید، چیزهای زیادی در این باره خواهید دید، خصوصاً آن پیشنهاد تخفیف تأثربرانگیز «دو پرواز با یک بلیط.» آن تبلیغ من را هم مثل شما ناراحت کرد و من احساسم را روشن بیان کرده ام.

پائول براون

براون گفته بود که ایمیل ها روی سرش آوار شده است. به یک خواننده گفته بود که «هر ساعت 20 ایمیل مشابه دریافت می کند که به او و روزنامه حمله می کنند.» (1) رونوشت تعداد زیادی از این نامه ها به دبیر صفحه و همچنین صفحۀ نامۀ خوانندگان نیز ارسال شد. کانون توجه بسیاری از این نامه ها، تعارض منافع میان «گزارش گری صادقانه» از یک سو و «وابستگی به تبلیغات بنگاه های بزرگ» از سوی دیگر بود. به عنوان مثال:


1- ارسال رونوشت به دریچۀ رسانه، 21 ژانویۀ 2004.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه