نگهبانان قدرت صفحه 243

صفحه 243

جسد بی جان پسرش را برده ایم. به درد و رنج مردمی فکر می کنم که کشورشان ویرانه شد و حملات، گشت ها و حکومت نظامی ارتش اشغال گر آنها را بیش از پیش تحقیر می کرد.

و می فهمیدم هیچ یک از دلایلی که برای بودنِ ما در عراق می گفتند، درست نیست... فهمیدم بخشی از جنگی بودم که به اعتقاد من غیراخلاقی و جنایت کارانه بود، یک تهاجم، جنگی برای سلطۀ امپراطوری. من فهمیدم که عمل به اصولم با نقش ام در ارتش هم خوان نیست، و به این نتیجه رسیدم که نمی توانم به عراق برگردم. (1)

این فرض تلویحی وجود دارد که امضای یک قرارداد و پول گرفتن برای انجام یک کار، ما را از قید هرگونه مسؤولیت اخلاقی دیگر رها می کند: توافق نامه ای امضاء کرده ایم تا آنچه می گویند را انجام دهیم، که ظاهراً عملی معصومانه است. اگر کسی که با او توافق نامه امضاء کرده ایم ما را برای سوزاندن و قطع عضو شهروندان [غیرنظامی] بفرستد، مسؤولیت اخلاقی بر دوش آنهاست نه ما.

استنلی میلگرام (2) (روان شناس) می گوید این نوع طفره روی میان کسانی مرسوم است که مایل نیستند مسؤولیت کنش های خود را بپذیرند:

کلید رفتار سوژه ها [که مایل به اجرای دستور شکنجه و قتل اند] عصبانیت یا تجاوزگری انباشته نیست، بلکه ماهیت رابطۀ آنها با منبع قدرت است. آنها خود را تسلیم اقتدار کرده اند، و خود را ابزاری برای اجرای دستورات او می دانند؛ وقتی چنین تعریفی در کار باشد، آنها قدرت رهایی از قید را ندارند. (3)

سایر مطالعات دربارۀ روان شناسی شکنجه گران نیز یافته های مشابهی داشته اند. لیندسی ویلیامز (4) (روان شناس بالینی) می نویسد: «جدای از خصیصه های اقتدارگرایی و اطاعت و هم دمیِ ایدئولوژیک با حاکمیت، شاهد


1- «بازپس گیریِ انسانیت ام»: www.codepink4peace.org/National_Actions_Camilo.shtml
2- Stanley Milgram
3- «اطاعت از اقتدار»، صفحۀ 185.
4- Lindsey Williams
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه