چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی صفحه 17

صفحه 17

با حقایق عالم مرتبط گردد، و این در ذات همه ی انسان ها هست، مشکلشان در حجاب هایی است که بین خود و آن حقایق ایجاد کرده اند.

فلسفه با «مفاهیم» عالم وجود مرتبط است و لازمه ی دانستن فلسفه، دانستن بعضی از مقدماتی است که فیلسوفان وضع کرده اند. فلسفه دانی کار خوبی است، ولی موضوع آن مفهوم وجود است و با «مفاهیمی» از حقایق مرتبط است و نه با وجودِ حقایق. آیا واقعاً این عَرَض و جوهر که در فلسفه برای پدیده ها قائل می شویم، در واقع و در خارج هست؟ یا این ها حکم ذهن ما است که بر خارج حمل می کنیم تا بتوانیم آن را تحلیل کنیم، به همین جهت بعضی ها هر چه فکر می کنند نمی توانند جوهر و عَرَض را بپذیرند. در فلسفه می گوییم؛ رنگ سیب عرض است و ذات سیب جوهر است، طرف مانده است مگر بیشتر از یک سیب در بیرون هست، جوهر و عرضش کو؟ پس نمی توان گفت اگر کسی فلسفه ندانست دین داری اش ضعیف است، چون ایمان از طریق ارتباط قلب با حقایق خارجی مُحَقَّق می شود و این توانایی در هر نَفْسی هست. ما نباید دین را با اصطلاحات فلسفی مخلوط کنیم تا اگر مردم نتوانستند فلسفه را بفهمند احساس کنند بی دین اند.

راه برگشت به ذات بی زمان

به نظرمی رسد تا حدّی روشن شد که ما بی زمانی و بی مکانی را در ذات خود داریم. پس ابتدا باید متذکر بی زمانی و بی مکانی خود باشیم و سپس آن را برای خود بالفعل کنیم تا بتوانیم فوق زمان و مکان زندگی نماییم، و عرض شد شرط بالفعل کردن آن، فاصله گرفتن از دنیا و عالم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه