- مقدمه 1
- اشاره 3
- وسعت نفس و حضور آن در همه ی عوالم 4
- معنی نورانی شدن قلب 10
- موانع ارتباط با حقایق 12
- راه برگشت به ذات بی زمان 17
- عبور از صُوَر ذهنیه و کشف صور برزخیه 22
- تولدی دیگر 23
- پیداشدن راه 27
- برکات سیر قلبی 29
- سیر قلبی و چگونگی تغذیه ی آن 33
- زندگی در عالم معنا 36
- حضور بالفعل 39
- صاحبان دل 41
- دستورالعمل اصلی 45
- اشاره 48
- حضور تکوینی و تشریعی نفس در عوالم هستی 50
- چگونگی رسیدن به حضور اختیاری در عوالم 57
- هم اکنون نفس در قیامت حاضر است 60
- غلیظ ترین مانع 63
- عوامل وسعت دادن قلب 64
- حفظ قلب در نظر به بی کرانه ی وجود 65
- فناء در فناء 73
- از تفکر تا تذکر 75
- آفت ایمان 78
- اشاره 83
- چگونگی ارتباط با روح علماء ربّانی 89
- آشنایی تکوینی با اولیاء الهی 94
- برکات ملاقات مؤمنین 96
- ظهور موانع پنهان 99
- دستورالعملی جهت رهایی از وَهم 102
جلسه ای که با شعرا داشتند فرمودند: مثنوی همان طور که مولوی می گوید: «هُوَ اُصولُ اصولِ اُصولِ الْدّین»(1)
و گفتند مرحوم مطهری هم با من هم عقیده بود. عرض بنده آن است که اگر دل انسان آماده ی تغذیه با حقایق برتر است شما کمتر از آن را به آن ندهید. عکس آن هم هست که اگر در حدّ مثنوی و حافظ می تواند در حضور باشد، نمی شود نور بالاتر در اختیار آن بگذارید، چون پس می زند. موضوع حساسی است مواظب باشید جایگزینی ها را سهل انگارانه انجام ندهید. وقتی دل هوای سیر در عوالم معنا را داشت زود با کمترین جایگزین آن را جواب ندهید که در این صورت سهل انگارانه جواب دل را داده اید. ببینید اگر با قرآن و روایت می توانید به سر ببرید از همان ها شروع کنید. وقتی دل می آید سراغتان یعنی می خواهد در عوالم غیب و معنویت سیر کند، از طرفی ذات شما مجرد است، و موجود مجرد محدود به مکان و زمان خاصی نیست، پس هم خودش در یک لحظه همه جا هست و هم در عالمی که سیر می کند، اگر حجاب هایش کنار رفته باشد همه ی حقایق در یک لحظه در جلوی او حاضرند. انسان از طریق به صحنه آمدن قلب به یک میهمانی خاصی رفته است که اگر درست نگاه کند و چشمش را از نظر به غیر زدوده باشد همه ی میوه ها و اطعمه و اشربه های آن میهمانی را یک جا در قلب خود دارد. هنر آن است که قلب در صحنه باشد و نظر کند و ببیند و مرتبط
1- مقام معظم رهبری«حفظه الله تعالی» در دیدار با شهداء در سال 1387- مولوی در دیباچه ی دفتر اول می گوید: هذا کِتابُ الْمَثنَوی، وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الْدّین، فی کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیَقین