چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی صفحه 40

صفحه 40

در قرآن موضوع فوق را به طرز زیبایی مطرح می کند، آن جایی که می فرماید: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلاَئِکَهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ * قَالُواْ سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ»؛(1) خداوند همه ی اسماء را به آدم آموخت، سپس همان اسماء را به ملائکه عرضه کرد، پس به ملائکه فرمود؛ اگر راست می گویید که شایسته ی خلیفه اللهی هستید از آن اسماء به من خبر دهید. گفتند خداوندا تو بلند مرتبه ای، ما به جز آن چه تو به ما علم دادی علمی نداریم و تو خودت عالم هستی به همه مخلوقات و حکیم هستی و می دانی چه مخلوقی شایستگی خلیفه اللهی دارد.

آدم از نظر وسعت طوری بود که می توانست اسماء الهی را تعلیم بگیرد و جانش آن ها را بچشد، در حالی که در مورد ملائکه نفرمود به آن ها هم تعلیم داد، بلکه فرمود به آن ها عرضه کرد، چون نحوه ی وجود آن ها طوری بود که نمی توانستند با همه ی اسماء الهی متحد شوند. وگرنه بعد از عرضه ی همه ی اسماء به ملائکه، علی القاعده باید آن ها هم از آن ها آگاه می شدند، ولی وقتی خداوند فرمود مرا از آن اسماء خبر دهید گفتند ما فقط آنچه را آموخته ایم می دانیم. پس معلوم است دانایی حقیقی با نظر به حقایق به دست نمی آید، باید جانْ آن چنان وسعتی داشته باشد که بتواند با آن ها متحد شود، منتها اگر در عین داشتن آن وسعت، نظر به کثراتْ او را از حقایق غافل کرد، با تذکر نسبت به حقایق به خود برمی گردد، ولی


1- سوره ی بقره، آیات 31 و 32.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه