- مقدمه 1
- اشاره 3
- وسعت نفس و حضور آن در همه ی عوالم 4
- معنی نورانی شدن قلب 10
- موانع ارتباط با حقایق 12
- راه برگشت به ذات بی زمان 17
- عبور از صُوَر ذهنیه و کشف صور برزخیه 22
- تولدی دیگر 23
- پیداشدن راه 27
- برکات سیر قلبی 29
- سیر قلبی و چگونگی تغذیه ی آن 33
- زندگی در عالم معنا 36
- حضور بالفعل 39
- صاحبان دل 41
- دستورالعمل اصلی 45
- اشاره 48
- حضور تکوینی و تشریعی نفس در عوالم هستی 50
- چگونگی رسیدن به حضور اختیاری در عوالم 57
- هم اکنون نفس در قیامت حاضر است 60
- غلیظ ترین مانع 63
- عوامل وسعت دادن قلب 64
- حفظ قلب در نظر به بی کرانه ی وجود 65
- فناء در فناء 73
- از تفکر تا تذکر 75
- آفت ایمان 78
- اشاره 83
- چگونگی ارتباط با روح علماء ربّانی 89
- آشنایی تکوینی با اولیاء الهی 94
- برکات ملاقات مؤمنین 96
- ظهور موانع پنهان 99
- دستورالعملی جهت رهایی از وَهم 102
توحیدی خود دارد بهشت خود را می سازد، این خبر می رساند که نفس انسان همین حالا به آن جاها وصل است و باطناً تا آن جا وسعت دارد، آن جایی که بالاترین مراتب عالم وجود است. حال چرا علاوه بر پیامبر و امام علیهم السلام، «حارثَهِ بن مالک» نیز این حضور را احساس می کند؟ چون قلب خود را به حرکت در آورده و در جهت وجود تکوینیِ خود سیر داده است. و عرض شد برای بالفعل نمودن این استعداد باید اولاً: عبادات و عمل به اعتقادات را به صحنه آورد - اطلاع کافی نیست - ثانیاً: در عبادات باید قلب در صحنه باشد و قلب در کنترل ما قرار گیرد تا آرام آرام راه بیفتد و ما را به سوی تکوینیاتمان سیر دهد، سیری تشریعی به سوی حقیقتی تکوینی، تا آنچه را که از جهت تکوینی داریم و از جهت تشریعی نداریم، از همان جهت که نداریم، دارا شویم.
با توجه به این که انسان به عنوان نفس ناطقه در حیطه ای بسیار گسترده از عالم هستی حاضر است، عباداتِ مستمر او موجب ملکه شدن سیر او در آن حیطه می شود و این امر موجب می گردد تا او بتواند اسماء الهی و ملائکه الله و روح اولیاء را ملاقات کند - ابتدا به صورت اجمال و در انتها به صورت تفصیل- هنر ما رفع موانعِ این سیر است تا از آن طریق، خود را در آن عوالم حاضر بیابیم و در آن صورت است که خودِ واقعی خود را یافته ایم، و جنبه ی نورانی خود را با جنبه ی نوری و باطنی عالم مرتبط نموده ایم و به تعبیر دیگر از انوار غیبی عالم هستی -که عین حیات و علم اند- بهره مند گشته ایم.