چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی صفحه 87

صفحه 87

عامل ارتباط با عالم غیب

چون در عالم مجردات مکان و زمان معنی ندارد وقتی نفس ما به عالمی از عوالم غیبی نزدیک می شود، با آن عالم متحد می گردد و خود را تماماً به وسعت آن عالم می یابد. اگر کسی در حدّ مقام ملائکه صعود کرد، دیگر در عرض آن ملائکه نیست بلکه با آن مقام متحد می شود و وجود خود را در آن مقام احساس می کند.

بنابراین سیر جنبه ی نوری و قلبی انسان -که حقیقت انسان است- سیری است که موجب اتحاد با عالم معانی می شود و در این سیر؛ معانی عالیه با قلب انسان متحداند و انسان اساساً در آن افق می اندیشد و در آن افق با عالم مادونِ خود ارتباط دارد.

ارتباط نوری با عالم معنا یک نوع یکدل شدن و مراوده با آن عالم است. در آن حالت چه بگویی شخصِ انسان با قلب خود مراوده می کند و چه بگویی انسان با عالم غیب مراوده می کند، هر دو یکی است. مراوده ی قلب با عالم غیب، مثل دیدن یک گل است، نه مثل دیدن یک بلوک سیمانی. شما وقتی گلی را نظاره می کنید یک نوع مراوده ی روحی با زیبایی آن برقرار می نمایید، به طوری که روحتان با زیبائی آن مرتبط و متحد می شود و از آن تغذیه می کند، البته این ارتباط کجا و ارتباطِ جانِ تزکیه شده با عوالم غیب کجا.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه