- مقدمه 1
- اشاره 3
- وسعت نفس و حضور آن در همه ی عوالم 4
- معنی نورانی شدن قلب 10
- موانع ارتباط با حقایق 12
- راه برگشت به ذات بی زمان 17
- عبور از صُوَر ذهنیه و کشف صور برزخیه 22
- تولدی دیگر 23
- پیداشدن راه 27
- برکات سیر قلبی 29
- سیر قلبی و چگونگی تغذیه ی آن 33
- زندگی در عالم معنا 36
- حضور بالفعل 39
- صاحبان دل 41
- دستورالعمل اصلی 45
- اشاره 48
- حضور تکوینی و تشریعی نفس در عوالم هستی 50
- چگونگی رسیدن به حضور اختیاری در عوالم 57
- هم اکنون نفس در قیامت حاضر است 60
- غلیظ ترین مانع 63
- عوامل وسعت دادن قلب 64
- حفظ قلب در نظر به بی کرانه ی وجود 65
- فناء در فناء 73
- از تفکر تا تذکر 75
- آفت ایمان 78
- اشاره 83
- چگونگی ارتباط با روح علماء ربّانی 89
- آشنایی تکوینی با اولیاء الهی 94
- برکات ملاقات مؤمنین 96
- ظهور موانع پنهان 99
- دستورالعملی جهت رهایی از وَهم 102
یکی دیگر از راه کارهایی که برای حضور قلب پیشنهاد شده، دستورالعمل حضرت آیت الله شاه آبادی به حضرت امام خمینی«رضوان الله تعالی علیهما» است که می فرمایند:
«پس از آن که سالک؛ دلْ را برای ذکر خدا و قرآن شریف مهیا نمود، آیات توحید و اذکار شریفه ی توحید و تنزیه را با حضور قلب و حال طهارت، تلقین قلب کند، به این معنی که قلب را چون طفلی در نظر بگیرد که زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد، چنانچه آن جا یک کلمه را تکرار می کند و به دهان طفل می گذارد تا او یاد بگیرد، همین طور کلمه ی توحید را با طمأنینه و حضور قلب باید به قلب تلقین کند و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود. و اگر در آخر شب یا بین الطلوعین، بعد از فریضه ی صبح برای این کار اختصاص دهد خیلی بهتر است. پس در آن وقت با طهارت، وجهه ی قرآن و ذکر را متوجه ی قلب کند و آیات شریفه ی الهیه که مشتمل بر تذکر و مشتمل بر توحید است را به قلب بخواند، به طورِ تلقین و تذکیر».(1)
از طریق دستورالعمل فوق؛ قلب آرام آرام آن الفاظ را از جانب شما می گوید و عملاً شما وارد عالم قلب می شوید. آری همه ی حرف همان سخنِ حضرت صادق علیه السلام است که فرمودند: «فَاجْعَل قَلْبَکَ قِبْلَهً لِلِسانِک»، قلب خود را قبله ی زبانت قرار ده « وَلا تُحَرِّکْهُ إلّا بِاِشارَهِ الْقَلْبِ، و مُوافِقَهِ الْعَقْلِ وَ رِضَی الْإیمان»؛ و آن را به حرکت در نیاور مگر به اشاره ی قلب و موافقت عقل و رضایت ایمان. حال وقتی قلب را قبله ی زبان قرار دادی،
1- کتاب شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه»، ص 106.