ارزش عمر و راه هزینه آن (مجموعه سخنرانیهای حسین انصاریان) صفحه 315

صفحه 315

1- نهج البلاغه: حکمت 131؛ کشف الیقین: 180؛ تحف العقول: 187؛ «اِنَّ الدُّنیا... مَتجَرُ اولِیاءِ اللّه اکتَسَبُوا فیه الرحمه و ربحوا فیها الجنه.»

دنیا برای اولیای خدا تجارتخانه است، کاسبی و منفعت دارند. در تمام مدت عمر خود، کاسبِ «رحمت الله» بودند. در همۀ حرکات؛ در ازدواج، خوردن، خوابیدن، خندیدن، گریه، معاشرت، بچه دار شدن، کار کردن، زراعت، تجارت، در اداره، خانه. فقط کاسب «رحمه الله» هستند. هر قدمی که برمی دارند، کسب رحمت می کنند.

در احوالات مردی خدایی و ملکوتی در قرن سیزدهم خواندم که می گوید: تا هجده سالگی چوپان بودم، بعد عشق درس خواندن به سرم افتاد. آمدم مقداری درس خواندم و بعد به سبزوار، محضر مبارک حاج ملاهادی سبزواری آمدم. مدتی هم در مشهد بودم، بالاخره به چهرۀ مهمی در آن قرن تبدیل شدم.

می گوید: آن وقتی که چوپان بودم، از یک طرف شبانی می کردم - شغل بعضی از انبیا - از یک طرف برای گوسفندانم علف می چیدم، که خدمت به حیوانات برای خاطر خدا نیز عبادت است؛ در «نهج البلاغه» آمده است:

«فَانَّکم مَسؤولون حَتّی عَنِ البِقاع وَ البَهائِم»(1)

در ضمن به ذکر خدا مشغول بودم. در هر لحظه سه کار می کردم؛ گوسفند چرانی، علف چینی، ذکر الله. در حال گوسفند چرانی و علف چیدن نیز کاسب رحمت و نور بودند.

روزی بعد از ظهر، کشاورزی بی سوادِ از کتاب مدرسه ای، اما با سواد از نبوت انبیا، ولایت امامان و قرآن، آمد، گفت: پسرم شهید شد. گفتم: چه کسی خبر آورد؟ گفت: خودم. گفتم: تو از کجا خبر آوردی؟ گفت: روی زمین داشتم بیل می زدم، بلند شدم و به طرف جبهه ایستادم، نگاه کردم، دیدم فرزندم شهید شد.

چند روز بعد آمدند، گفتند: فرزندت شهید شد، گفت: می دانم.

مگر می شود نور و علم را فریب داد؟ «اکتسبوا فیه الرحمه» کاسبی آنان «رحمه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه