هزار و یک حکایت اخلاقی جلد 1 صفحه 3

صفحه 3

است عاقلان را تا از مصاحبت (همنشینی) نااهلان احتراز نمایند.»(1) یا در پایان حکایت مور [قانعا] و زنبور حریص می نویسد: «اگر عاقل یک نظر در این سخن تأمل کند، از مواعظ جمله واعظان مستغنی (بی نیاز) گردد!»(2)و در جایی دیگر می نویسد: «فایده ی این حکایت آن است که هر کس خواهد که نامحرمان در حرم او خیانت نکنند، گو نظر از حرم مسلمانان گسسته دار که حق تعالی به برکت عقت تو، اهل حرم تو را در پرده ی عقت نگاه دارد.»

در قرآن مجید نیز مواردی وجود دارد که پس از ذکر داستان، نتیجه ی اخلاقی آن صریحا ذکر شده است؛ مثلا در داستان حضرت یوسف ، آن حضرت در پاسخ برادرانش که از او پرسیدند «آیا تو یوسفی؟» می فرماید: «أنا یوسف وهذا أخی قد من الله علینا إنه من یتق و یصبر فإن الله لایضیع أجر المحسنین»(3) [آری!] من یوسفم و این برادر من است. خداوند بر ما منت نهاد؛ هر کس تقوا پیشه کند و شکیبایی و استقامت نماید سرانجام پیروز می شود؛ چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند. همان گونه که ملاحظه می کنید، حضرت یوسف، رهایی خود از مشکلات گوناگون را مرهون پرهیزکاری و شکیبایی می داند. به عبارت دیگر اگر بخواهیم داستان سوره ی مبارکه ی یوسف را در دو کلمه خلاصه کنیم، آن دو کلمه، پرهیزکاری و شکیبایی است. پس نتیجه ی اخلاقی داستان سوره ی مبارکه ی یوسف، پرهیزکاری و شکیبایی است که صریحا در پایان داستان ذکر شده است.

در پایان، توجه خوانندگان گرامی را به چند نکته جلب می نماییم:

1. قصه ها و حکایت هایی را که در متن قرآن کریم وجود داشته و قصه های قرآن نامیده می شوند در این مجموعه وارد نساخته ایم؛ زیرا برآنیم که حکایات و قصه های قرآن شایسته است به گونه ی مستقل، چاپ و منتشر شود تا شأن و حرمت آن، محفوظ بماند. افزون بر این، قصه های قرآن، واقعی و حقیقی است؛ ولی دیگر حکایتها - همان گونه که از واژه ی حکایت استفاده می شود - شاید صد در صد واقعی نباشند؛ زیرا در برخی موارد، نویسندگان و دانشمندان، یک رشته مطالب اخلاقی و حکمی و پند و اندرزها را در قالب داستان ریخته و جامه ی حکایت بر آن می پوشانند تا از ابتذال و تلخی پند و نصیحت بکاهند و به قول شیخ اجل سعدی:

داروی تلخ نصیحت، به شهیر ظرافت برآمیزند و چراغی تابان از معنی و حقیقت، فرا راه مردمان بدارند.»(4) این نویسندگان در این روش مسلما کامیاب گشته و در نتیجه آثاری ارزنده در ادب پارسی و تازی و... بر جای گذاشته اند. کتاب «کلیله و دمنه» نمونه ی بارزی است از آنچه گفته شد.(5)


1- جوامع الحکایات 344.
2- جوامع الحکایات / 282.
3- یوسف / 90
4- گویند: شخصی از عارف بزرگ میرزا محمد رضا قمشه ای پرسید: «این حرف هایی را که عرفا می زنند، بافتند با یافتند؟» ایشان در جواب فرمود: «اگر یافتند، خوب یافتند و اگر بافتند، خوب بافتند!» ر.ک: هزار و یک نکته (آیت الله حسن زاده آملی)/621. نکته ی 776؛ به نقل از: مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی آملی
5- جناب مولوی می گوید: ای برادر، قصه چون پیمانه است معنی اندر وی بسان دانه است دانه ی معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه