هزار و یک حکایت اخلاقی جلد 1 صفحه 586

صفحه 586

میکند، تخم خرمایی، خرما بنی می گردد.(1) این هم بگذار که حکم ظاهر است و محققان گفته اند: سیروا فی الأرض؛ در زمین وجود خود سیر کن که اگر دمی به قدم فکرت گرد عالم وجود خود برآیی، از آن فاضل تر که به پای عالم را بپیمایی. اگرچه فرموده است:( سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ)(2)؛ ولی در جای دیگر می فرماید: (وَفِی أَنْفُسِکُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ)(3)

عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم

دوست در خانه و ماگرد جهان گردیدیم

خود سراپرده ی قدرش ز مکان بیرون بود

آن که ما در طلبش کون و مکان گردیدیم

صورت یوشف نادیده صفت می کردند

بامیان آمد و بی عقل و زبان گردیدیم

همچو بلبل همه شب نعره زنان تا خورشید

روی بنمود، چو خفاش نهان گردیدیم

با اول سخن آییم تا مقصود فوت نشود؛(ولاتکونوا کالذین تشوا الله فأنساهم أنفسهم). کافر از ترک عبادت غم نخورد و از معصیت باک ندارد. اصل، اعتقاد است، چون اصل ندارد فرع به چه کار آید؟(4) الله، الله(5) تو که مؤمنی در ادای عبادت تقصیر و تهاون روا مدار تا به صفتی از صفت بیگانگان موسوم(6) به نشوی که از تو قبیح تر و ناخوب تر آید.

دشمن که جفایی کند آن شیوه ی اوست

باری تو جفا مکن که معشوقی و دوست

(وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)(7) ، برون شدند؛(8) یعنی بیگانگانند، رقم بیگانگی بر ایشان کشند، اثبات آشنایی تو را «فبضدها تبین الأشیاء»(9)، مراد از این سخن آن است که کافران از دایره ی انتباه(10) بیرونند. طاعت و معصیت تفاوتی نکند ایشان را، تو که در حرم امن ایمانی، عترت خود نگاه دار و حرمت خود به جای آر که با چنین منقبت و حرمت که تو را دادند به دیگری نمانی. (لَا یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّهِ)(11)؛ اهل بهشت و دوزخ برابر نباشند. «أسفل السافلین»(12) چه ماند به «اعلی


1- به قول شیخ اجل در ابتدای گلستان: او تخم خرمایی به تربیتش، نخل باسق گشته».
2- فصلت / 53، ترجمه: به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان به آنها نشان می دهیم
3- ذاریات /21، ترجمه: و در وجود خود شما نیز آیاتی است. آیا نمی بینید؟! نکنه: ظاهرا به نظر می رسد نیازی نبوده که شیخ اجل از جای دیگر قرآن (ذاریات /21) شاهد بیاورد؛ زیرا در خود آیه 53 سوره ی مبارکه ی فضلت نیز عبارت «و فی اشیهم» وجود داشته، بعنی: سیر آفاقی و انسی هر دو در آیه 53 سوره ی مبارکه ی فیصلت یافت می شده است.
4- اگرچه در علم کلام ثابت است که الکفار معاون علی المروع کما أنهم معاقبون علی الاضول» ؛ کافران، همان گونه که در باردی اصول دین مورد بازخواست قرار می گیرند در باره ی فروع دین (نماز، حج، زکات و ...) نیز مورد بازخواست واقع می گردند، در نتیجه برای آنان دو مجازات و عقاب وجود دارد.
5- الله. الله: در این گونه موارد یعنی: «خدا را به بادتان می آورم»: همان گونه که امام علی در نهج البلاغه، نامه ی چهل و هفتم در وصیت نامه ی خویش می فرماید: «و الله الله فی القرآن»: خدا را به یادتان می آورم. خدا را به باد تان می آورم در باردی [عمل کردن] به قرآن
6- نشان دار، نامور
7- حشر / 19. ترجمه: و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد: آنها فاسقانند.
8- سعدی با عبارت «بروز شدند» در حقیقت معنی لغوی فسق و فاسق را بیان کرده است؛ زیرا قشق» به معنی «در آمده و «خارج شده است. بد عنوان شاهد مثال ر.ک: آیدی 50 سوره مبارکه ی کهف.
9- یا : «تعرف الاشیاء باضدادها»: چیزها را می توان به وسیلهی ضدشان شناخت. سعدی در گلستان، باب دوم. حکایت 21 گرید: لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان.
10- آگاهی و پند شنوی.
11- حشر 20.
12- پایین ترین مرحله. این عبارت برگرفته از آیه ی 5 سوره مبارکه تین است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه