راز طلایی صفحه 145

صفحه 145

توفیق و عدم توفیق در یک خانواده

قرظه بن کعب انصاری از صحابۀ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)و از یاران امیر مؤمنان علی (علیه السلام)بود و در جنگ های امیر مؤمنان (علیه السلام)حضور داشت، آن حضرت ولایت فارس را به او واگذار کرد و در سال 51 در گذشت. «عمر بن قرظه» یکی از فرزندان اوست که قبل از آغاز جنگ در کربلا به امام حسین (علیه السلام)پیوست و حضرت گاهی او را برای ارشاد نزد عمر بن سعد می فرستاد. هنگامی که شمر به کربلا آمد این ارتباط قطع شد. او در روز عاشورا از امام حسی(علیه السلام)اجازه گرفته، به میدان آمد و رجز خوانی کرد، آنگاه به مبارزه پرداخت. سپس برای دفاع از امام حسین (علیه السلام)نزد آن حضرت شتافت.

«ابن نما» نقل می کند که: او صورت وسینۀ خود را سپر تیرها قرار داده بود و نمی گذاشت به امام حسین (علیه السلام)اصابت کند، ولی در حالی که جراحت زیادی برداشته بود رو به امام کرد و گفت: آیا به عهد خود وفا کردم؟

حضرت فرمود: آری تو. زودتر از من به بهشت خواهی رفت، سلام مرا به رسول خدا برسان و بگو که من هم به دنبال تو خواهم آمد.

عمر پس از شنیدن این سخنان بشارت آمیز بر روی زمین افتاد و به ریاض جنّت پر کشید. اما برادرش «علی « که با عمرسعد به کربلا آمده بود، چون برادرش را کشته دید، از میان سپاه کوفه بیرون آمد و صدا زد: ای حسین! برادر مرا فریفتی و او را کشتی. امام حسین (علیه السلام)فرمود: من او را نفریفتم، خدا او را هدایت کرد و تو به گمراهی کشیده شدی. گفت: خدا مرا بکشد اگر تو را نکشم و به طرف امام حمله کرد. «نافع بن هلال» او را با ضربت نیزه از پا در آورد و روی زمین انداخت، یاران او آمدند و او را از معرکه بیرون بردند و زخم هایش را مداوا کردند تا بهبودی یافت.(1)

حضرت جواد الائمه(علیه السلام) نیز فرمود: نشانۀ اول مؤمن این است که توفیق از خدا حاصل کند.(2) از این روی درمی یابیم دو برادر مذکور، یکی بر اثر توفیق در سپاه امام


1- . نفس الهموم: 262.
2- . رحمتی، محمد، گنجینه معارف، جلد 3، ص 269.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه