راز طلایی صفحه 147

صفحه 147

نگاهش به آن می افتد می گوید: این قرآن را به من می دهی؟ آخوند همدانی می گوید: نه. می بیند چیزی زیر بغلش است می گوید: این چیست ؟ عرب می گوید: دیوان یزید است، آخوند همدانی می گوید: من بالاخره راضی شدم آن دیوان را با قرآن عوض کنم، به دلیل آنکه خیلی دلم می خواست اشعار یزید را بخوانم، از آن به بعد، توفیق تلاوت قرآن از من سلب شد. هر چه خودم را مهیّای تلاوت قرآن می کردم، اسباب آن فراهم نمی شد.(1)

ب) مردی که توفیق نداشت

«سَمره بن جُندب» درخت خرمایی در باغ یکی از انصار داشت، خانۀ مسکونی مرد انصاری هم در همان باغ بود، سمره هر گاه برای رسیدگی به درختش می آمد، بدون اعتنا و سرزده داخل خانه شده و دید می زد. صاحب منزل از او خواهش کرد هر وقت خواستی وارد منزل ما شوی سرزده وارد نشو، اما او قبول نکرد. ناچار صاحب خانه به رسول خدا شکایت کرد و گفت: این مرد سر زده وارد خانۀ من می شود، شما به او بگویید بدون اطلاع و اجازه وارد نشود، تا خانوادۀ من خود را بپوشانند. حضرت سمره را خواست و به او فرمود: فلانی شکایت دارد و می گوید تو بدون اطلاع و اجازه وارد خانۀ او می شوی، از این پس هر گاه خواستی وارد منزل او شوی اجازه بگیر. سمره قبول نکرد و گفت: من برای سرکشی از درخت خرمایی که در خانۀ او دارم می روم و نیازی به اجازه ندارم. حضرت فرمود: پس درخت را بفروش، گفت: نه می فروشم و نه می بخشم.

رسول خدا در این وقت از حکم ولایی خود استفاده کرد و به آن مرد فرمود: هم اکنون می روی و درختش را از ریشه قطع می کنی و نزد او می اندازی، چرا که در اسلام ضرر و زیان نیست.(2)

افرادی مثل سمره توفیق یارشان نشد و با آنکه شخص اول خلقت، رسول


1- . ر.ک: کلید قرآن 19 و 20 به نقل از: یاد نام آیت الله العظمی اراکی: 352، رحمتی، محمد، گنجینه معارف، ج 3، قسمت توفیق.
2- . شهید دستغیب، داستان های شگفت، نشر: دفتر انتشارات اسلامی، سال 1385، ص 237.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه