راز طلایی صفحه 185

صفحه 185

شرط حاج شیخ عبدالکریم حائری

آقای صدرا اراکی از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری رحمه الله نقل می کند؛ که فرمود: «زمانی که من در اراک بودم، به چند نفر درس می دادم. در میان شاگردها سیّدی بود که می دانستم درس را خوب درک نموده و درست می فهمید. من از او خوشم آمد و دوست داشتم که او را یک روز نهار دعوت کنم. تا آن که روزی به او گفتم که شما یک روز برای صرف نهار به منزل ما تشریف بیاورید. گفت: قبول می کنم با این شرط که چیزی به غذای معمولی همه روزۀ خودتان اضافه نکنید من هم قبول کردم و قرار شد روز جمعه بیاید اما من یادم رفته بود و دعوت ایشان را فراموش کرده بودم.

ایشان روز جمعه آمدند. ما آن روز برای نهار، نان با پیاز داشتیم من دیدم این غذا مناسب مهمان نیست. ناچار مقداری پول امانت نزدم بود برداشتم و دو سیخ کباب از بیرون خریدم و سر سفره گذاشتم. آقا از آن کباب ها میل نکرد گفت: شیخ من با تو شرط کردم که غذای حاضری زیادتری آماده کنید. تو چرا به آن شرط عمل نکردی و پول کباب را از امانت مردم دادی؟

بالاخره نان را با پیاز خورد و رفت بعد از آن من هر چه کردم آقا را ندیدم و نفهمیدم که کی بود و کجا رفت؟ و چگونه می دانست آن پول امانت است؟!»(1)

3– عدم ستوه و رنجش

آنان به ستوه نیامده و رنجیده خاطر نیستند، به دلیل آنکه کسانی از مشکلات فراوان رنج برده و عذاب وجدان دارند که دروغگو و خیانتکار هستند. به عبارت دیگر؛ افراد امین و صادق، آشفتگی و تزلزل به خود راه نمی دهند و با ستوه، الم و رنج بیگانه هستند زیرا صداقت و امانت داری موجب آسودگی خاطر است.

امام علی (علیه السلام)فرمود:

«شخص به ستوه آمده و رنجیده را امین مشمار».(2)


1- . رحمتی، محمد، گنجینۀ معارف، ج1، ص 103.
2- . محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج1، ص 413.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه