راز طلایی صفحه 289

صفحه 289

خلاصه در سه چهار ماه اول من از همه جهت بی بی شده بودم! فقط سرما نبود، بی مأوایی، بی پوشاکی، بی خوراکی، بی غذایی، رسم و عادت طبیعی من بر کتمان حال و عدم اظهار حاجت حتی از خدا و علی (علیه السلام) بوده و هست که اظهار حاجت نزد مخلوق را ولو به عنوان قصّه و شرح حال باشد یکی از درجات کفر می دانم و در نزد خدا و اولیاء عدم تسلیم می دانم و سنت نیکوی سکوت و سازگاری را بر خود لازم می شمرم.

«و کنتُ فی ذالک غَیوراً وَ لَو صَدَرَ عن غَیری لَسائَنی وَ صَبَرتُ فی ذالک حتّی تَبَدَّلت ْمَرارَتُهُ حُلواً و جِیاعُهُ بِالمَنِّ والسَّلوی و اَحمَدُهُ فی مَورِدِ الشَّکوی و حُضورِ البَلوی».

فقط خوشی و سرور من فهمیدن درس آخوند مولی محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه الاصول بود و زیارت حضرت امیر (علیه السلام) و لوس شدن در خدمت آن بزرگوار، حتی پاکتی نوشتم به میان ضریح انداختم که حاصل مضمونش اینکه «من می خواهم تو را ببینم و یا پسرت حجّت عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) را و دو بیت شعر هم در مدیحۀ آن جناب ساختم و در آخر کاغذ نوشتم. وقتی که پاکت را به داخل ضریح انداختم، از حماقت خود آگاه شدم و خود را ملامت نمودم، برای آنکه این کار عامیانه و بی فایده را کردم.

زیرا این کاغذ که به من بر نمی گردد که از جواب علی (علیه السلام)آگاه شوم. باز به ذهنم خطور کرد که این قرآن هایی که در بالا سر گذارده اند را برداشته و استخاره می گیرم، آنچه را در اول صفحه بود جواب علی (علیه السلام) می دانم قرآن را بعد از چند صلواتی باز نمودم. در اول صفحه این بود:

«مَن کانَ یرجوا لِقاء اللهِ فَإن اجَلَ الله لَاتٍ و هو السَّمیعُ العلیم «

کسی که امید به دیدار خدا (و رستاخیر دارد باید در اطاعت فرمان او بکوشد ) زیرا سر آمدی را که خدا تعیین کرده فرا می رسد و او شنوا و داناست».

کلمات آیه را بوسیدم به دلیل آنکه جواب شفای من بود.(1)


1- . رحمتی، محمد، گنجینه معارف، ج 3، ص 479و 480.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه